دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩ - دوره ششم عصر بيدارى و احياى مجدّد باب اجتهاد
فقهى (در محدوده مذهب حنفى).
٢. پيدايش مجله الاحكام العدلية و تدوين قوانين عام مدنى براى دادگاهها.
دوره ششم: عصر بيدارى و احياى مجدّد باب اجتهاد
هر چند شروع حركت جديد فقهى از ابتداى قرن سيزدهم و با انتشار مجله الاحكام آغاز شد، ولى ساليان طولانى مجامع فقهى و مجالس افتا، در محدوده مذهب حنفى- كه مذهب رسمى دولت عثمانى بود- فتوا صادر مىكردند؛ تا آنكه جمعى از مصلحان و انديشمندان، اين حصر را شكستند و براى امر قانونگذارى اسلامى، از همه مذاهب استفاده كردند.
نخستين كسى كه چنين تلاشى را آغاز كرد- به گفته برخى از انديشمندان- سيّد جمال الدّين اسدآبادى (م ١٣١٤) بود. تلاش وى آن بود كه فقه را از منابع اصلى و نخستين خود برگيرد و با جمود بر مذهبى معين مبارزه كند. وى پايهگذار نهضت فكرى تازهاى در شرق گرديد و با تلاشهاى او قرن چهاردهم به عصر بيدارى مسلمين مبدّل گشت. [١]
پس از سيّد جمال، تلاشهاى وى توسّط شاگرد برجسته او، شيخ محمّد عبده پىگيرى شد. آنها فقه را از تقيّد به مذهب خاص آزاد كردند و در اواخر سال ١٩١٤ ميلادى، لجنهاى از علما و دانشمندان در مصر، گرد هم آمدند كه اعضاى آن از مفتى الازهر، برخى از بزرگان دستگاه قضايى و استادان دانشگاههاى حقوق و علوم قضايى تشكيل مىشد.
آنان قوانين احوال شخصيّه را با استفاده از مذاهب چهارگانه نوشتند. اين لجنه به سبب مخالفت جمع ديگرى از علما- پس از مدتى- منحل شد؛ ولى اصلاح طلبى- كه نياز روز جامعه اسلامى بود- در ميان مسلمين شدّت گرفت و بار ديگر اصلاح قوانين با استفاده از تمامى مذاهب اربعه آغاز شد.
گام بعدى آن شد كه در قانونگذارى بتوان به جز از مذاهب اربعه نيز استفاده كرد و در واقع، آخرين قدمها براى آزادسازى فقه از انحصار در چهار
[١]. در اين كه سيّد جمال الدّين اسدآبادى، اهل كدام كشور و داراى چه مذهبى است، ميان شرححالنويسان اختلاف نظر است، عمده نويسندگان اهل سنّت وى را افغانى و داراى مذهب حنفى مىدانند (ر. ك: دائرة معارف القرن العشرين، ج ٣، ص ١٦٣؛ دائرة المعارف الاسلاميّه، ج ٧، ص ٩٥). ولى به نظر جمعى از محقّقان، شهر اسدآباد از شهرهاى استان همدان در ايران زادگاه اوست. هم اكنون نيز در اسدآباد همدان منزلى كه وى در آنجا متولّد شده موجود و شناخته شده است و اقوام و خويشان وى نيز در ايران و برخى در همان اسدآباد زندگى مىكنند. از نظر مذهب نيز جعفرى است؛ گرچه براى هدف بزرگتر كه همان بيدارى مسلمين و كاستن از حساسيّتها بود در كشورهاى اهل سنّت، خود را حنفى معرّفى مىكرد. همان گونه كه به دو دليل عمده خويش را افغانى مىناميد:
نخست آنكه: افغانستان در صحنه ارتباطات بين المللى، كشورى مستقل و فعّال و برخوردار از سفارتخانه و كنسولگرى در ديگر كشورها نبود، از اين رو سيّد جمال از تعقيب مأموران كشور خود در امان بود؛ ولى اگر خويش را ايرانى مىناميد به راحتى توسّط مأموران و سفارتخانههاى ايران كنترل و تحت تعقيب قرار مىگرفت.
ديگر آنكه: چون در آن زمان نسبت به عالمان ايرانى حسّاسيتى در دنياى اسلام وجود داشت، لذا خود را افغانى ناميد.
(ر. ك: اعيان الشيعة، ج ٤، ص ٢١٣- ٢٠٦؛ بيدارگران اقاليم قبله، اثر محمّد رضا حكيمى، ص ٨١- ٦٩).