پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٥ - مراقب باشيد دشمن خطرناكى در راه است!
نكردند، بلكه به ايثار و فداكارى بزرگى دست زدند.
از اين سخن، به خوبى روشن مىشود كه اگر انسان با ايمانى از سوى دشمن هتّاك و بىايمان، مورد هتك قرار گيرد، يا مردم را اجبار به هتك او كند، نه تنها از مقامات او كاسته نمىشود، بلكه خداوند به جبران اين اهانت بر كرامت و عظمت مقام او مىافزايد و او را از هر نظر پاك و پاكيزه مىكند.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چه تفاوتى ميان سب (دشنام) و برائت (بيزارى جستن) است كه امام على عليه السّلام اوّلى را اجازه مىدهد و دومى را به سه دليل اجازه نمىدهد: نخست تولّد بر فطرت اسلام و ايمان، دوم پيشگام بودن در پذيرش اسلام و ايمان به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، و سوم پيشگام شدن در هجرت از مكّه به مدينه و پيوستن به پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و يارى او.
«مفسّران نهج البلاغه» در تفاوت ميان اين دو (سب و ناسزا، و برائت جستن) سخنان بسيارى دارند كه قسمت قابل ملاحظهاى از آن تكلّف است و قانع كننده نيست، آنچه در تفسير اين تفاوت نزديكتر به نظر مىرسد يكى از دو چيز است:
نخست اين كه سب و دشنام يك انسان، مىتواند اشاره به بدى او باشد، ولى مفهوم آن كفر و شرك و بىايمانى نيست، اما بيزارى جستن (هر چند با زبان باشد) مفهومش بيزارى از دين و آئين اوست همان گونه كه در آغاز سوره برائت مىخوانيم: «بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»: «اين اعلام بيزارى از سوى خدا و پيامبرش به كسانى از مشركان است كه شما با آنها عهد بستهايد (و عهدشان را شكستهاند)».
بنا بر اين، مفهوم برائت از امام عليه السّلام، برائت از دين و اسلام بود، لذا امام عليه السّلام اجازه نداد حتّى به زبان از او برائت جويند و به اسلام و قرآن اهانت كنند، در واقع اجازه اهانت به شخص خود را داد ولى اجازه اهانت به مكتبش را نداد (هر چند با لفظ باشد!) ديگر اين كه بسيارى از مردم تصوّرشان اين است كه اگر مجبور به سخنى شدند