پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٥ - به اين حركت ناجوانمردانه پايان دهيد!
سستى به خرج مىدادند و لشكر از تشنگى به زحمت مىافتاد يا گروهى از تشنگى مىمردند بدترين داغ ذلت بر پيشانى آنها مىخورد و مقام و منزلت خود را نزد دوست و دشمن از دست مىدادند، ولى هنگامى كه بپا خاستند و به دشمن حمله كردند هم در جايگاه شايسته خويش در نظر دوست و دشمن قرار گرفتند، و هم سربلند و عزيز شدند، و با جوانمردى مولى على عليه السّلام كه پيشنهاد بستن آب را به روى آنها نپذيرفت و براى همه آزاد كرد، عظمت خود را حتى در دل دشمنان نيز تثبيت كردند، بگونهاى كه آنها از عمل خود شرمنده شدند و احساس حقارت كردند، و با توجه به اين كه اين ماجرا در آغاز جنگ صفّين بود سبب قوّت روحيه ياران مولى و ضعف روحيه لشكر معاويه شد.
سپس امام عليه السّلام به يك اصل كلّى و جاودانى كه رمز پيروزى و عزّت و سربلندى هر قوم و ملّتى است اشاره كرده، خطاب به لشكريانش مىفرمايد: «مرگ در زندگى توأم با شكست شماست، و حيات و زندگى در مرگ پيروزمندانه شما!» (فالموت في حياتكم مقهورين و الحياة في موتكم قاهرين).
آرى در نظام زندگى انسانهاى شايسته و با شخصيت، زندگى مادّى و ظاهرى برترين ارزش نيست، همان گونه كه مرگ مادى ضدّ ارزش نمىباشد، بلكه ارزش والا در نظر آزاد مردان با ايمان، در زندگى توأم با عزّت است به همين دليل هر گاه بر سر دو راهى قرار گيرند، شهادت توأم با عزّت و سربلندى را بر زندگى ذليلانه ترجيح مىدهند، و همين نظام ارزشى بود كه مسلمانان را در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حتى بعد از آن در پيكارهاى نابرابر پيروز مىكرد.
آرى عزّت جامعه اسلامى بر هر چيز مقدّم است و هر بهايى به خاطر آن پرداخته شود بجاست.
همين معنى در سخنان فرزندش حسين عليه السّلام در حادثه خونين كربلا تجلّى كرد آن زمان كه فرمود: «لا و اللّه لا أعطيكم بيدي إعطاء الذّليل و لا أقرّ لكم اقرار العبيد»، «نه، به خدا سوگند دست ذلّت در دست شما نمىگذارم، و همچون