پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢ - شرح و تفسير
گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده، [١] و هم از امير مؤمنان على عليه السّلام در خطبه بالا و در آخر خطبه ٢٨ نيز بدان اشاره نموده است.
با توجه به اين كه «هوى» همان تمايلات نفس امّاره به لذّات دنيوى در حدّ افراط و بدون قيد و شرط است، به خوبى روشن مىشود كه چرا مانع از وصول به حق مىشود، زيرا هوى پرستى حجابى در برابر ديدگان عقل مىافكند كه انسان را از مشاهده چهره حق محروم مىسازد، و باطل را كه در مسير هوى و هوس او است چنان توجيه مىكند كه از هر حقّى قابل قبولتر جلوه كند، و به عكس حقّى را كه بر خلاف هواى نفس مىباشد چنان تخريب مىكند كه از هر باطلى بدتر نمايان مىشود.
اين حقيقت را بارها در طول زندگى خود و در هنگام مطالعه تاريخ پيشينيان ديده و خواندهايم كه هوى پرستان چگونه با توجيهگريهاى زشت و رسوا حق و باطل را دگرگون ساخته و مىسازند.
و امّا آرزوهاى دور و دراز به اين دليل موجب فراموشى آخرت مىشود كه تمام نيروهاى انسان را به خود جلب مىكند، و با توجه به اين كه نيروى انسان به هر حال محدود است، هنگامى كه آن را در مسير آرزوهاى بىپايان سرمايهگذارى كند چيزى براى سرمايهگذارى در طريق آخرت نخواهد داشت، به خصوص اين كه دامنه آرزوها هرگز محدود نمىشود، و طبيعت آنها اين است كه هر زمان انسان به يكى از آرزوهايش جامه عمل مىپوشاند آتش عشق آرزوى ديگرى در دل او زبانه مىكشد، و نيروهايش را براى وصول به آن بسيج مىكند، بلكه گاه رسيدن به يك آرزو سبب دلبستگى به چند آرزوى ديگر مىشود، چون معمولا آرزوها به يكديگر پيوند خوردهاند، با توجه به اين واقعيتها نه وقتى براى او باقى مىماند و نه نيرو و امكانى، و نه حتّى حال و حوصلهاى كه به آخرتش بپردازد!
[١] بحار الانوار، جلد ٧٤، صفحه ١٨٨، (با كمى تفاوت) و بحار الانوار، جلد ٧٠، صفحه ٩٠- ٩١، (با تفاوت بسيار اندك).