پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٠ - شرح و تفسير چرا دست روى دست گذاردم؟!
از بدن خود خارج كند». [١] و به همين دليل حضرت در ادامه سخن مىافزايد: «من در ميان شما به پا مىخيزم و فرياد مىكشم و دردمندانه از شما يارى مىطلبم، اما نه سخن مرا مىشنويد و نه از دستورم اطاعت مىكنيد، تا زمانى كه عواقب اعمال سوء شما ظاهر شود و (پشيمان گرديد در زمانى كه كار از كار گذشته و پشيمانى سودى ندارد).
«أقوم فيكم مستصرخا [٢] و أناديكم متغوّثا [٣]، فلا تسمعون لي قولا، و لا تطيعون لي أمرا، حتّى تكشّف الأمور عن عواقب المساءة [٤]».
آيا چيزى دردناكتر از اين پيدا مىشود كه پيشوايى اين چنين آگاه و شجاع و عادل و پر تجربه گرفتار چنين قوم و ملّتى شود كه پيوسته خون دل بخورد و فرياد بزند، امّا گوش شنوايى نباشد! تنها در برابر امير مؤمنان على عليه السّلام چنين نبودهاند، بلكه تاريخ مىگويد كه نسبت به امام حسن و امام حسين عليهما السّلام- فرزندان رشيد امير المؤمنان- نيز همين گونه رفتار كردهاند. بعد از واقعه خونين كربلا كه امام حسين عليه السّلام و تمام يارانش شهيد شدند و آنچه نبايد اتفاق افتد، افتاد، مردم كوفه سخت تكان خوردند و بيدار شدند و پشيمان گشتند و به عنوان توّابين براى خونخواهى امام حسين عليه السّلام قيام كردند امّا چه سود كه كار از كار گذشته بود و آن روز كه بايد شجاعانه اطراف نماينده امام حسين عليه السّلام، مسلم، را بگيرند همگى بيعت شكسته، در خانهها پنهان شدند و سرانجام، مسلم يكّه و تنها با آنان مبارزه كرد و شهادت پر افتخار را بر تسليم ذلّت بار
[١] خطبه ١٢١.
[٢] «مستصرخ» از مادّه «صرخ» به معناى «صداى بلند و فرياد كشيدن» است و بعضى از ارباب لغت گفتهاند كه به معناى «فريادى بلند»، است كه به هنگام ترس و وحشت يا مصيبت سر داده مىشود و به وسيله آن طلب يارى و كمك مىشود.
[٣] «متغوّث» از مادّه «غوث» به معناى «يارى كردن به هنگام شدائد» است. بنا بر اين «متغوّث» به كسى مىگويند كه در شدائد از ديگران يارى مىطلبد. اين تعبير و تعبير مستصرخ، به خوبى نشان مىدهد كه امام تا چه اندازه در برابر سستى و زبونى اهل كوفه به هنگام بروز مشكلات ناراحت بوده است.
[٤] «المساءة» مصدر از مادّه «سوء» به معناى «بدى و از دست دادن نعمتهاى مادّى يا معنوى دنيوى يا اخروى، بدنى يا غير بدنى» است.