پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٦ - اتمام حجّت بر خوارج نهروان
ميدان گشتهايد! مىفرمايد:
«خداوند شما را خوار و ذليل كند! من كار خلافى انجام ندادم و نمىخواستم به شما زيانى برسانم. و لم آت- لا أبا لكم!- بجرا [١] و لا أردت لكم ضرّا».
جمله (لا أبا لكم)! «پدرى براى شما نباشد» ممكن است كه از قبيل دشنام باشد كه مفهوم آن در فارسى «اى بىپدران» مىشود و اشاره به اين است كه شما افرادى هستيد كه تربيت خانوادگى صحيح اسلامى و انسانى نداريد- به همين دليل كار خلافى را انجام مىدهيد، بعد كه آثار سوء آن را مىبينيد به ديگرى نسبت مىدهيد و نيز ممكن است از قبيل نفرين باشد، يعنى «خداوند پدرانتان را از ميان بردارد» كه در واقع كنايه از خوار گشتن و ذليل شدن است، زيرا از دست دادن پدر، مخصوصا در كودكى و آغاز جوانى، سبب خوارى و ذلّت است.
آرى همان گونه كه در بالا گفتيم امام عليه السّلام در آغاز با اصل مسأله حكميت مخالف بود و دستور ادامه جنگ را كه به مراحل حسّاس و سرنوشتساز رسيده بود صادر كرد ولى اين سبك سران سفيه امام على عليه السّلام را تهديد به مرگ و او را وادار به رها ساختن جنگ كردند و در مرحله بعد كه امام عليه السّلام بناچار تسليم حكميت شد، در باره شخص حكم نظرى داشت كه اگر عمل مىشد، ماجراى رسواى ابو موسى اشعرى سفيه واقع نمىشد.
بنا بر اين در هر مرحله امام عليه السّلام وظيفه خود را در مسير پيروزى و سر بلندى آنها انجام داد و آنها در هر مرحله با آن مخالفت كردند.
هنگامى كه نتايج دردناك حكميت آشكار گشت به جاى آن كه خود را ملامت كنند و به پيشگاه امام عليه السّلام بيايند و عرض توبه كنند، گناه خود را به گردن امام عليه السّلام افكندند كه «چرا قبول كردى»؟ و به دنبال آن آتش جنگ نهروان را برپا ساختند! و اين است طريقه افراد سبك سر و طرز كار سفيهان كم عقل.
[١] «بجر»، به معناى «كار مهم يا حادثه زشت و دردناك» است.