پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥١ - ٢- خلاصهاى از زندگى طلحه و زبير
ولى از آنجا كه او مرد جاه طلبى بود، بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تغيير چهره داد و به راه ديگرى افتاد و در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز گاهى كلمات نامناسبى- كه ناشى از جاه طلبى او بود- از وى شنيده شد، از جمله طبق روايت درّ المنثور طلحه مىگفت:
محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دستور مىدهد دختر عموها در برابر ما حجاب داشته باشند، ولى با زنان، بعد از جدا شدن از ما، ازدواج مىكند. به يقين هرگاه از جهان چشم بپوشد، ما با زنان او ازدواج خواهيم كرد».
اينجا بود كه آيه تحريم ازدواج با زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعد از او نازل شد. [١] فخر رازى در تفسير خود در سبب نزول آيه فوق مىگويد كه يكى از مردم- مىگويند طلحه بوده است- گفت: «اگر بعد از پيامبر زنده بمانم همسرش عايشه را به نكاح خود در مىآورم.» در اين هنگام آيه تحريم ازدواج با زنان پيامبر، بعد از رحلت او، نازل شد. [٢] در داستان «شوراى عمر» نيز مىخوانيم كه او، رو به سوى طلحه كرد و گفت:
«بگويم يا نگويم؟». طلحه گفت: «بگو! تو هرگز سخن خوبى نخواهى گفت.» عمر گفت: «پيامبر از دنيا رفت در حالى كه به خاطر آن سخنى كه هنگام نزول آيه حجاب گفتى، بر تو خشمگين بود.» (منظور، جملهاى است كه در بالا آمد). [٣] به هر حال او از كسانى بود كه شديدا با عثمان مخالف بود، بر ضدّ او آتش افروزى كرد. به همين دليل «مروان» او را از قاتلان «عثمان» مىدانست و در جنگ «جمل»- كه هر دو در لشكر «عايشه» بودند- مروان طلحه را نشانه گيرى كرد و با يك تير او را مجروح كرد و سپس مرد. مروان گفت: «من انتقام خون عثمان را از طلحه گرفتم.» همان جاه طلبى سبب شد كه آتش جنگ بر ضدّ امير مؤمنان على عليه السّلام بيفروزد و جنگ جمل را به راه بيندازد و سبب ريختن خون گروه عظيمى از مسلمانان گردد و
[١] سوره احزاب، آيه ٥٣، در المنثور، جلد ٥، صفحه ٢١٤.
[٢] تفسير فخر رازى، جلد ٢٥، صفحه ٢٢٥.
[٣] شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، جلد ١، صفحه ١٨٤.