پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦ - لما أنفذ عبد اللّه بن عباس إلى الزبير يستفيئه إلى طاعته قبل حرب الجمل
همسر پيامبر، عايشه، را با خود همراه ساختند و عهد و تبعيّت مسلّمى را كه با على عليه السّلام داشتند، شكستند و براى به دست آوردن حكومت، آتش جنگ جمل را بر افروختند. سرانجام كارشان به شكست منتهى شد و از هم متلاشى شدند و آتش افروزان اصلى، يعنى طلحه و زبير، كشته شدند.
تمام قرائن تاريخى، نه تنها در جنگ جمل كه در جنگ صفين و نهروان نيز نشان مىدهد كه على عليه السّلام با اصرار زياد مايل بود كه در ميان مسلمانان درگيرى پيدا نشود و به هر قيمتى كه ممكن است، آتش جنگ، خاموش گردد.
جملههاى بالا يكى از شواهد اين معنا است كه امام قبل از شروع جنگ، پيامى به وسيله ابن عباس براى زبير كه از دو فرمانده، جنگ جمل بود فرستاد و اين پيام مؤثّر واقع شد و او از جنگ كناره گيرى كرد، هر چند در يكى از بيابانهاى بصره به دست مردى به نام «ابن جرموز» كشته شد. در آغاز اين سخن، امام، رو به ابن عباس كرده، مىفرمايد:
«با طلحه ملاقات نكن! كه اگر با او رو به رو شوى، او را مانند گاوى خواهى ديد كه شاخهايش در اطراف گوشهايش پيچ خورده باشد، مردى سركش و خيره سر و انعطاف ناپذير است، لا تلقينّ طلحة فإنّك إن تلقه تجده كالثّور عاقصا [١] قرنه «او مردى است كه بر مركب سركش (هوا و هوس) سوار مىشود و مىگويد:
«مركب رام و راهوارى است.» (آرى، او، به خاطر هوا پرستى، چشمش از ديدن واقعيات، كور و گوشش از شنيدن حقايق، كر است)، يركب الصّعب و يقول: «هو الذّلول».
تشبيه طلحه، به گاوى كه شاخش پيچ خورده است، يا اشاره به طغيان و سركشى او است، يا عبارت ديگرى از جمله اخير است كه، او به خاطر هوا پرستى، گوش شنوا در برابر حق ندارد.
در حقيقت امام در اين چند جمله روانكاوى دقيقى نسبت به طلحه انجام داده و
[١] «عاقصا» از مادّه «عقص»، به معناى «پيچيدگى شاخ در اطراف شاخها» است.