پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨ - من از شما خسته شدم!
بديهى است كه منظور از جمله (أبدلهم بى شرّا منّى) اين نيست كه من بدم و از من بدتر را بر آنها مسلّط كن، بلكه اين، تعبيرى است كه در مقايسه خوب مطلق با بد مطلق نيز گفته مىشود. در سوره فرقان بعد از اشاره به عذابهاى بسيار دردناك دوزخ مىفرمايد: «قُلْ أَ ذلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ»، بگو: آيا اين (عذابهاى دردناك) بهتر است يا بهشت جاويدان كه به پرهيزگاران وعده داده شده است؟».
و به تعبير ديگر، نه كوفيان و مردم عراق، در آن عصر، خوب بودند كه امام بهتر از آنها را از خدا بخواهد و نه امام- العياذ باللّه- بد بود كه خداوند، بدتر از او را بر آنها مسلّط كند و در اين گونه موارد، صيغه افعل تفضيل، مفهوم معمول خود را از دست مىدهد و براى مقايسه دو چيز متضاد ذكر مىشود.
اين نفرين امام، در حقيقت، شبيه نفرينى است كه در قرآن مجيد، از پيامبر بزرگ الهى، نوح، نقل شده است: « «رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً»، پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين، باقى مگذار!». [١] حضرت، سپس به نفرين خود چنين ادامه مىدهد:
«خداوندا! دلهاى آنها را ذوب كن آن گونه كه نمك در آب ذوب مىشود، «اللّهمّ مث قلوبهم كما يماث الملح في الماء.» اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از ذوب شدن قلب، هجوم انبوه غم و اندوهها بر دل باشد، به شكلى كه عواطف انسان را سخت جريحهدار كند، بگونهاى كه از آن تعبير شود به اين كه: قلب آب شده است.
شبيه به اين معنا در خطبه ٢٧ (خطبه جهاد) نيز آمده است كه امام عليه السّلام مىفرمايد:
و اللّه، يميت القلب و يجلب الهمّ من اجتماع هؤلاء القوم على باطلهم و تفرّقكم عن حقّكم، به خدا سوگند! اين جريان، قلب انسان را مىميراند و اندوه و غم به بار مىآورد كه آنها در مسير باطل خويش، متّحدند و شما، در راه حق، پراكنده و متفرّق.
[١] سوره نوح، آيه ٢٦.