پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦ - من از شما خسته شدم!
اگر آنها را بخوانى، سوارانى مانند ابرهاى تابستانى، (سريع و تندرو) به سوى تو مىآيند.
سپس امام (خطبه را پايان داد) و از منبر فرود آمد.
شرح و تفسير
من از شما خسته شدم!
در سومين و آخرين فراز اين خطبه، امام، با قلبى مملوّ از غم و اندوه، روى به درگاه خدا مىآورد. و آنها را نفرين مىكند، ولى نفرينى بيدار كننده و هشدار دهنده براى كسانى كه هنوز جرقّهاى از بيدارى وجدان در آنان وجود دارد، باشد كه از اين طريق، به آنها آگاهى دهد و آن گمگشتگان وادى ضلالت را، به راه خدا آورد، چرا كه نفرينهاى امام هم اندرز و موعظه و درس بيدارى است.
حضرت، مىفرمايد: «خداوندا! (از بس نصيحت كردم و اندرز دادم و آه گرم من در آهن سرد دل آنها اثر نگذاشت) از آنها خسته شدهام و آنها نيز از من (كه هماهنگى با نيّات شوم و اخلاق زشتشان ندارم) خسته شدهاند. من، از آنان ملول گشتهام و آنان نيز از من، ملول شدهاند، (اللّهمّ إنّي قد مللتهم و ملُّوني و سئمتهم و سئموني [١]).
روشن است، هنگامى كه ميان رهبر و پيروانش، هماهنگى در اهداف و اخلاق و نيّات نباشد، اين مشكل عظيم، بروز مىكند كه پيشوايى عادل و آگاه و شجاع، در برابر پيروانى دنيا پرست و زبون و ناتوان و جاهل قرار بگيرد و اندرزهاى او سودى نبخشد، و اين سبب مىشود كه هم پيشوا از آنها خسته شود و هم پيروان از آن پيشوا. به گفته سعدى:
«صد چندان كه دانا را از نادان نفرت است، نادان را از دانا وحشت.
[١] توجه داشته باشيد كه «ملّ ملالا» به معناى «خسته و زده شدن از كسى يا چيزى» است، نه «خسته كردن كسى را»، و «سئم سآمة» نيز مترادف با آن است و همان معنا را مىبخشد، (به مفردات و صحاح و لسان العرب) مراجعه شود.