پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥ - ٢- تحليلى از روحيه مردم كوفه و امام
سياستمدارترين مردم بودم.» [١] اين، همان مطلبى است كه در عصر و زمان ما نيز فراوان به چشم مىخورد كه بعضى از مردم، در تحليلهاى اجتماعى خود، افراد نيرنگباز و حيلهگر و بى بند و بار را كه براى پيش برد هدفهاى شخصى و حفظ موقعيّت خود، به هر وسيلهاى متشبّث مىشوند، افرادى زيرك و باهوش و لايق و سياستمدارى كاردان مىشمرند، در حالى كه افراد آگاه و با ايمان و مدير و مدبّر را كه سعى دارند در سايه ضوابط و اصول و دستورهاى شرع و وجدان قدم بردارند، افرادى نالايق و فاقد مديريت مىپندارند! اين اشتباه بزرگ، بدبختانه، هنوز وجود دارد و سرچشمه مفاسد عظيم اجتماعى و سياسى است و چه خونهاى پاكى كه به خاطر اين اشتباه، در طول تاريخ، بر زمين ريخته شده است! به هر حال، واقعيت، چيز ديگرى است. مردم عراق و مخصوصا بافت جمعيّت كوفه، از گروههاى مختلف با فرهنگهاى متفاوت تشكيل شده بودند و سياستهاى زمان عثمان، آنان را به سوى زرق و برق دنيا كشيده بود و سنّت نادرست آن عصر (تقسيم بىدليل بيت المال به اين افراد) عادت زشتى براى آنها شده بود و بسيارى از سران قبايل، در انتظار گرفتن حق و حسابهاى سياسى و رشوه بودند و به همين دليل، معاويه، بسيارى از سران قبايل و شخصيتهاى عراق را، با پولهاى كلان، خريد و يكى بعد از ديگرى، به او پيوستند در حالى كه مردم شام، از اين موج فاسد و خطرناك، نسبتا دور بودند.
اضافه بر اين، روحيات مردم عراق و شام متفاوت بود. شاميان، بيشتر، اهل عمل بودند در حالى كه عراقيها، بيشتر، اهل سخن. شامىها، انضباط اجتماعى را بهتر پذيرا مىشدند، در حالى كه عراقيها، كمتر به انضباط تن مىدادند.
ح وفادارى، در شاميان بيشتر بود در حالى كه بىوفايى و پيمان شكنى، از ويژگىهاى مردم عراق و مخصوصا كوفه محسوب مىشد.
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٠٠.