پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٦ - ٤- تقيّه، سپر دفاعى در مقابل دشمن
از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مىداشت، گفت: آيا مىخواهيد مردى را بكشيد به خاطر اين كه مىگويد: پروردگار من «اللّه» است در حالى كه دلائل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آورده است» [١].
قرآن اين مرد را مىستايد و سخنان او را با اهميّت ياد مىكند، اين موضوع نشان مىدهد كه «تقيّه» او مرضىّ خداوند متعال بوده است.
در روايات اسلامى نيز تعبيرات فراوانى در باره اهميت «تقيّه» و اين كه آن سپر مؤمن است و او را در برابر دشمنان حفظ كرده و نيرويش را براى مواقع حسّاس ذخيره مىكند يا اين كه بخش مهمّى از دين تقيّه است و كسى كه تقيّه نداشته باشد ايمان ندارد و ايمان بدون تقيّه مانند تن بى سر است و اين كه تقيّه از افضل اعمال است چرا كه از هدر دادن نيروها جلوگيرى مىكند، وارد شده است كه بحث در باره همه آنها تدوين كتاب مستقلّى را مىطلبد و علاقمندان مىتوانند به كتاب «القواعد الفقهيه» قاعده هفتم (جلد اول) مراجعه نمايند.
اضافه بر همه اينها تقيّه، فلسفه بسيار روشنى دارد و آن اين كه گاه مىشود، اظهار عقيده باطنى خطر جانى، نا موسى و مالى براى انسان دارد، در حالى كه هيچ فائده قابل ملاحظهاى بر آن مترتّب نمىشود، در اينجا عقل مىگويد كه بيهوده نبايد نيروها را به هدر داد، بلكه بايد آنها را از طريق تقيّه براى مواقع حساس حفظ كرد.
تعبير به «ترس المؤمن» يا «جنّة المؤمن» كه هر دو به معنى سپر است نيز اشاره به همين معناست.
واقع «تقيّه» به معنى فرار از زير بار مسئوليتها نيست، بلكه شبيه تاك تيكهاى جنگى است كه از طريق استتار، نيروهاى خودى را در مقابل بيگانه حفظ مىكند تا بموقع از آنها بهره گيرى كامل شود.
شرح بيشتر در باره اين معنى را در همان كتاب «القواعد الفقهيه» قاعده هفتم مطالعه فرماييد.
[١] سوره غافل، آيه ٢٨.