پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣٤ - ١- دومين فتنه در «بصره»!
همراه «ابن حضرمى» كه او را به عنوان فرماندار بصره انتخاب كرده بود، به بصره فرستاد و با زنده كردن خاطره جنگ جمل و ضرباتى كه بصريان از لشكر امام در آن جنگ خورده بودند، آنها را به قيام بر ضدّ «زياد بن عبيد» جانشين فرماندار امام در بصره تحريك كرد، گروهى از بصريان تحت تأثير واقع شدند و جمعى از خوارج نيز به آنها پيوستند و بر بخشى از بصره مسلّط شدند و حتى به نامه ناصحانهاى كه امام به آنها نوشته بود و با مردى به نام «اعين بن صبيعه» به بصره فرستاد، وقعى ننهادند و گروهى از خوارج، «اعين» را به طور غافلگيرانه شهيد كردند.
هنگامى كه خبر به امام عليه السّلام رسيد از اين ماجرا سخت برآشفت و نامهاى بسيار داغ و كوبنده براى گروه مخالفان در بصره نوشت و آنها را شديدا تهديد فرمود و با «جارية بن قدامه» را به بصره فرستاد و در بخشى از نامه چنين فرمود:
«من صادقانه به شما مىگويم، كارى به گذشتگان (شما) ندارم و بر آنها خرده نمىگيرم، ولى با صراحت مىگويم اگر هوسهاى سركش و كشنده و پندارهاى خام و باطل، شما را به شورش بر ضدّ من وادار كند، من لشكرم را از سواره و پياده آماده ساختهام، به خدا سوگند! اگر مرا مجبور به آمدن به سوى خود كنيد چنان بلايى بر سر شما مىآورم كه حادثه جنگ جمل در برابر آن بسيار كوچك و ناچيز باشد، گمان من اين است كه شما دست به چنين كارى نخواهيد زد (و هوشيارتر از آن هستيد كه راه مجازات سنگين را به روى خود بگشاييد) من اين نامه را به عنوان اتمام حجّت به شما نوشتم و ديگر نامهاى نخواهم نوشت، اگر گوش به نصيحتم فرا ندهيد و با فرستاده من به مخالفت برخيزيد من به خواست خدا فورا به سوى شما حركت مىكنم، و السّلام» [١].
اين نامه را چنانكه گفتيم با «جارية بن قدامه» فرستاد، و «جاريه» نامه امام را بر مردم بصره خواند و در بسيارى از مردم مؤثر شد، ولى گروهى لجوجانه به مخالفت خود ادامه دادند و طرفداران امام عليه السّلام در مقابل «ابن حضرمى» قرار گرفتند و او را
[١] قسمتى از اين نامه در بخش نامههاى نهج البلاغه نامه ٢٩ آمده است.