پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٨ - خطبه در يك نگاه
داد و نامه همانست كه در بالا اشاره شد».
صاحب مصادر مىافزايد: بعيد نيست كه امام بعضى از بخشهاى اين خطبه را بيش از يك بار (و در موارد مختلف) ايراد فرموده باشد.
بعضى نيز احتمال دادهاند كه آغاز خطبه مربوط به زمان بيعت با آن امام بوده باشد و ذيل آن مربوط به داستان صفّين.
اين احتمال نيز داده شده كه تمام آن مربوط به زمان بيعت بوده و منظور از جنگ همان جنگ جمل و مانند آن است كه مقدماتش در همان زمان فراهم مىشد.
ولى همه اين احتمالات بعيد به نظر مىرسد ظاهر اين است كه كلّ خطبه مربوط به يك داستان است و آن داستان جنگ صفّين است و ناظر به زمانى است كه اصحاب و ياران او با بىصبرى از امام عليه السّلام مىخواستند كه اقدام به جنگ كند و كار را يكسره نمايد شاهد اين سخن گفتارى است كه مرحوم «بحرانى» و شارح «خوئى» در شأن ورود اين خطبه نوشته و مىگويند: «اشاره به حال اصحاب امام در صفّين است زمانى كه ايشان را از جنگ با شاميان منع مىفرمود، به اين منظور كه شوقشان به جهاد بيشتر گردد (يا به خاطر اين كه تا ممكن است كار بدون خونريزى فيصله يابد و دشمن از راه انحرافى باز گردد [١])».
البته اين سخن با عنوانى كه در نسخه نهج البلاغه «صبحى صالح» آمده، متفاوت است چرا كه او مىگويد: «اصحاب حضرت، طرفدار عدم پيكار بودهاند». ولى اين سخن بسيار بعيد به نظر مىرسد، همچنين با چيزى كه در خطبه آينده مىآيد كه مىگويد: «در صفين ياران حضرت از تأخير جنگ ناراحت بودند» سازگار نيست.
كوتاه سخن اين كه هنگامى كه فشار زيادى از سوى اصحاب و ياران بر امام وارد شد كه كار جنگ صفين را يكسره كند، امام فرمود: «من پس از بررسى زياد در باره اين جنگ و مطالعه در تمام جوانب آن به اينجا رسيدم كه پيشنهاد شما را بپذيرم نه به خاطر فشارهايى كه از سوى شما بر من وارد مىشود، بلكه به خاطر اين كه بر سر
[١] منهاج البراعة، جلد ٤، صفحه ٣٢٦ و شرح نهج البلاغه، ابن ميثم بحرانى، جلد ٢، صفحه ١٤٤.