پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٦ - ١- ريشه فتنهها
نكتهها
١- ريشه فتنهها
تاريخ اسلام مخصوصا تاريخ قرن اوّل و دوم مملوّ از فتنههاى شگفتانگيز و دردناك است كه زحمات پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ياران مخلص او را تا حدّ زيادى بر باد داد و اگر اين فتنهها نبود و اسلام در همان مسيرى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى آن تعيين فرموده بود پيش مىرفت امروز جهان ديگرى داشتيم. مخصوصا در بيست و پنج سال بعد از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فتنهها غوغا مىكرد. هنگامى كه امام امير مؤمنان على عليه السّلام در سال ٣٥ هجرى به خلافت ظاهرى رسيد تلاش فوق العادهاى براى باز گرداندن اسلام به مسير اول نمود، ولى دامنه فتنه آن قدر گسترده شده بود كه از هر طرف به اصلاح آن مىپرداخت از سوى ديگر آشكار مىشد. در سالهاى آخر خلافت عثمان همه چيز دگرگون شد و تمام ارزشهاى اسلامى زير سؤال رفت و سنّتها و ارزشهاى عصر جاهليت كاملا زنده شد و بازماندگان لشكر شرك و نفاق همه جا در صحنه ظاهر شدند و پستهاى كليدى را گرفتند و همين امر كار را بر امام عليه السّلام دشوار و پيچيده كرد. درست است كه امام عليه السّلام در سايه مجاهدات مستمر و جانكاهش بار ديگر ارزشها را زنده فرمود، ولى متأسّفانه فتنهها خاموش نشد و شهادت امام عليه السّلام كه به دست همين فتنهجويان شيطان صفت انجام گرفت از ادامه راه جلوگيرى كرد.
سپس در دوران حكومت معاويه و يزيد و ساير حكّام شجره خبيثه اموى فتنهها آشكارتر گشت. خونهاى بىگناهان ريخته شد، بدعتها آشكار شد، هوى و هوس حاكم گرديد و در عصر بنى عباس به اوج خود رسيد و اسلام راستين در چنگال اين خودكامگان گرفتار شد.
و اعمالى از حكام اين دو سلسله (بنى أميه و بنى عباس) سر زد كه هيچ شباهتى به اسلام نداشت با اين كه متأسّفانه لقب خليفه رسول اللّه را يدك مىكشيدند.
اگر به ريشه اين فتنهها بنگريم به صدق كلام امام عليه السّلام در خطبه بالا كاملا پى