پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٤ - ٥- در شهر رقّه
اين صخره را بلند كنيد! هنگامى كه آن را از جاى بركندند، آب گوارايى از زير آن جارى شد، و همه مردم سيراب شدند، سپس فرمود: سنگ را به جاى اوّل باز گردانيد، مقدار كمى كه حركت كردند، فرمود: آيا كسى از ميان شما جاى آن چشمه را مىداند؟ گفتند: آرى، اى امير مؤمنان! سپس گروهى از سواره و پياده بازگشتند ولى اثرى از آن نديدند! راهبى را در آن نزديكى يافتند از او سؤال كردند: چشمه آبى كه نزديك تو بود كجاست؟
گفت در اينجا چشمه آبى نيست! گفتند: كمى قبل از آن نوشيديم با تعجب گفت:
شما از آن نوشيديد؟ گفتند: بلى، راهب گفت: به خدا قسم! اين عبادتگاه من در اينجا به خاطر يافتن همين آب بنا شده، و آن را جز پيامبر، و يا وصى پيامبرى استخراج نكرده است.
گويا امام مىخواست با اين گونه معجزات قلب يارانش را محكم كند و در مسير جنگ با دشمن خونخوار به آنها قوّت، قدرت و نيرو بخشد.
مرحوم علامه مجلسى بعد از ذكر اين حديث به اين نكته نيز اشاره مىكند و مىافزايد: راهب بعد از مشاهده اين موضوع خدمت امام آمد و شهادتين بر زبان جارى كرد و مسلمان شد و در صف ياران آن حضرت قرار گرفت و در ملازمت آن حضرت بود و در شام، در شب معروف به «ليلة الحرير» در ميدان نبرد شربت شهادت نوشيد و هنگام صبح امام بر او نماز خواند و با دست خود او را در قبر گذاشت سپس فرمود: «به خدا سوگند! گويى او را مىبينم و جايگاهش را در بهشت مشاهده مىكنم». [١]
٥- در شهر رقّه
نكته ديگر اين كه هنگامى كه على عليه السّلام به «رقّه» (يكى از شهرهاى شمال غربى عراق) رسيد به اهالى آنجا دستور داد كه روى فرات پلى بزنند تا حضرت و
[١] بحار الانوار، جلد ٤١، صفحه ٢٦٥.