پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٦ - خداوندا از رنج سفر به تو پناه مىبرم
امام عليه السّلام كه پيشواى اين خيل عظيم بود به هنگامى كه پا در ركاب گذاشت تا عازم ميدان صفّين شود، به پيشگاه خداوند چنين عرضه داشت:
«بار الها من از رنج و مشقّت اين سفر، و بازگشت پر اندوه از آن، و مواجه شدن با منظره ناخوشايند در خانواده و مال و فرزند، به تو پناه مىبرم».
«أللّهمّ إنّي أعوذ بك من وعثاء [١] السّفر و كآبة [٢] المنقلب [٣] و سوء المنظر في الأهل و المال و الولد».
در واقع آنچه فكر يك مسافر را به خود مشغول مىدارد سه چيز است كه امام عليه السّلام در اينجا به هر سه اشاره فرموده است:
نخست مشكلات سفر است كه با تعبير به «وعثاء السّفر» به آن اشاره شده است.
دوم چگونگى بازگشت است كه آيا انسان پيروزمند و با دست پر باز مىگردد و يا شكسته حال و با دست خالى كه با تعبير «و كآبة المنقلب» به آن اشاره شده است، و سوم نگرانيهاى مربوط به خانواده و خانه و اموال كه با تعبير «سوء المنظر في الأهل و المال و الولد» ذكر شده است.
امام از تمام اين مشكلات و امور نگران كننده به خدا پناه مىبرد، و حلّ همه آنها را از خدا مىخواهد.
سپس به نكتهاى اشاره مىفرمايد كه مايه دلگرمى دعا كنندگان و متوسّلان به درگاه خداست، عرض مىكند: «خداوندا! تو در سفر همراه مايى، و نسبت به بازماندگان ما در وطن، سرپرست و نگاهبانى، و جمع ميان اين دو را هيچ كس جز تو نمىتواند داشته باشد» (أللّهمّ أنت الصّاحب في السّفر، و أنت الخليفة في
[١] «وعثاء» از ماده «وعث» (بر وزن درس) به معنى شنهاى نرمى است كه پاى انسان در آن فرو مىرود و انسان را از راه باز مىدارد و او را به زحمت مىافكند و از همين رو به زن چاق و فربه «وعثه» گفته مىشود چرا كه بر اثر سنگينى به راحتى قادر به حركت نيست!
[٢] «كابة» به معنى ناراحتى و بد حالى و شكسته بالى است، و لذا به افراد شكسته بال و ناراحت كئيب گفته مىشود.
[٣] «منقلب» از ماده «قلب» در اينجا به معنى بازگشت است، اين واژه هم مىتواند اسم مصدر باشد و هم اسم مكان و زمان، و در اينجا معنى اسم مصدر مناسبتر است.