پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٧ - نكته سياستهاى الهى و شيطانى!
غروب دارند، هرگز به چنين كارى دست نمىزنم (و براى حفظ حكومتم ارزشهاى الهى و دينم را قربانى نمىكنم)! (أ تأمروني ان اطلب النئصر بالجور فيمن ولّيت عليه؟ و اللّه لا أطور به، ما سمر سمير، و ما أمّ نجم فى السّماء نجما). [١] اختلاف اين دو ديدگاه در سياستهاى الهى و شيطانى سبب مىشود كه گاه افراد ناآگاه به حاميان سياستهاى الهى خرده بگيرند و اعمال آنها را بر سادهانديشى و عدم آگاهى به فنون سياست حمل كنند، غافل از اين كه آنها در عالم ديگرى سير مىكنند كه اصول و ضوابط حاكم بر آن جز اين روش را اجازه نمىدهد! مثلا هنگامى كه مىشنوند على عليه السّلام در صفّين بعد از آن كه دشمن آب را به روى او بست و ياران امام عليه السّلام دشمن را عقب راندند و شريعه فرات را در اختيار گرفتند، به پيشنهاد بعضى از يارانش كه مىگفتند: شما هم دستور دهيد آب را به روى لشكر دشمن ببندند تا از پاى در آيند، اعتنايى نكرد فرمود آبى را كه خدا بر آنها حلال كرده از آنها منع نمىكنم! [٢] و هنگامى كه مىشنوند پيش از امير مؤمنان على عليه السّلام پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به پيشنهاد كسانى كه به هنگام محاصره قلعههاى خيبر اصرار داشتند آب را به روى يهوديان ببندند وقعى ننهاد، تعجّب مىكنند. [٣] يا هنگامى كه مىشنوند «مسلم بن عقيل» با اين كه مىتوانست ابن زياد را غافلگيرانه در خانه «هانى بن عروه» به قتل برساند، از اين كار خوددارى كرد و گفت:
حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به يادم آمد كه از «ترور» منع فرموده است: (ألايمان قيّد الفتك) [٤]، در شگفتى فرو مىروند! و نيز هنگامى كه در تاريخ مىخوانند على عليه السّلام در جنگ صفّين از كشتن
[١] نهج البلاغة، خطبه ١٢٦.
[٢] تاريخ طبرى، ج ٣، صفحه ٥٦٩، در ضمن بيان تاريخ سال ٣٦ هجرى.
[٣] سيد المرسلين، جلد ٢، صفحه ٤٠٨، به نقل از سيره حلبى، جلد ٣، صفحه ٤٠.
[٤] يعنى ايمان كشتن غافلگيرانه (ترور) را ممنوع كرده است، و به مؤمن اجازه اقدام به چنين كارى نمىدهد، اين در واقع يك اصل است و هيچ مانعى ندارد كه بعضى از استثناهاى محدود و معدود داشته باشد، (اين حديث را علامه مجلسى در بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٣٤٤، و ج ٤٧، ص ١٣٧ نقل كرده است).