پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥ - نكته پيامد سستى در برابر دشمن!
«متذائب»، همان گونه كه سيّد رضى در پايان اين خطبه گفته است- به معناى «مضطرب» است و از «تذائبت الريح»، (بادها، به صورت مختلف وزيدند) گرفته شده است و گرگ را در زبان عرب، ذئب مىنامند براى اين كه هنگام راه رفتن پيوسته اين طرف و آن طرف مىرود.
بنا بر اين همين گروه اندك نيز گروهى نبودند كه بتوان به مصداق «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً»، بر آنها اعتماد كرد، بلكه گروهى بودند ضعيف و ترسو و مضطرب و پريشان كه گويى آنها را به قربانگاه مىبرند و مرگ خود را با چشم خود نظاره مىكنند، گروهى كه عدمشان برتر از وجودشان است و تكيه بر آنها مايه سر افكندگى و شرمسارى است و چقدر دردناك است كه پيشواى بزرگ و فرمانده شجاع و با تدبيرى مانند على عليه السّلام، گرفتار چنين مردمى شود! جمله «كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ»، اقتباس از آيه ششم سوره انفال است كه در باره گروهى از مؤمنان ضعيف و ترسوى دوران پيامبر سخن مىگويد، آنها كسانى بودند كه براى فرار از جهاد پيوسته به بهانه جويى و مجادله با پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، در حق و فرمان خدا در مورد جنگ بدر، مىپرداختند، ولى حوادث بدر، نشان داد كه آنها چقدر گرفتار اشتباه و ترس بىدليل بودند و چه پيروزىهاى عظيمى كه در اين جنگ براى مسلمانان حاصل شد! و عجب اين كه بعد از جنگ، همينها در مورد غنائم، زبان به اعتراض گشودند! اين تعبير ممكن است اشاره به اين باشد كه حتّى اگر اين گروه اندك، داراى عزم راسخ و آهنين و پايمردى و مقاومت بودند، باز بر دشمنان فراوان خود پيروز مىشدند، ولى افسوس ...
نكته پيامد سستى در برابر دشمن!
با اين كه اساس تعليمات اسلام بر صلح و صفا با همه اقوام و ملتها- جز در