پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦ - خطبه در يك نگاه
نيز به سرعت ضربهاى بزند و باز گردد تا مبادا در چنگال سربازان عراق گرفتار گردد و نتيجه معكوس شود.
نعمان حركت كرد و به نزديكى «عين التمر» رسيد. مالك بن كعب (از سوى على عليه السّلام) در آنجا بود. همراه مالك هزار رزمنده بودند، ولى به آنها اجازه داده بود كه به كوفه برگردند و جز صد نفر با او باقى نمانده بود.
مالك كه از آمدن نعمان با خبر شد، نامهاى به امام عليه السّلام نوشت و از ماجرا خبر داد.
هنگامى كه نامه به على عليه السّلام رسيد، به اصحاب خود فرمود: «برخيزيد! و به يارى مالك بشتابيد، زيرا نعمان با سپاه كوچكى از اهل شام به عين التمر حملهور شد».
ولى مردم به دعوت امام جواب مثبت ندادند.
امام به سراغ رؤساى قبايل فرستاد و به آنان دستور داد كه هم خودشان حركت كنند و هم مردم قبيله خود را بسيج كنند. آنها نيز كار مثبتى انجام ندادند و تنها سيصد نفر يا كمتر جمع شدند.
امام از اين سستى و ضعف و زبونى و بىحرمتى نسبت به دعوت پيشوايشان، سخت بر آشفت و خطبه بالا را كه مملو از نكوهش و سرزنش اين قوم ضعيف و ناتوان است، ايراد فرمود و نشان داد كه تمام مشكل مسلمانان و مردم عراق، در ضعف و زبونى اين جمعيّت است كه مايه جسارت دشمنان و نوميدى دوستان شده است. [١]
[١] اقتباس از مصادر نهج البلاغه، جلد ١، صفحه ٤٣٧.