پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠ - نكته پيمانى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با على عليه السّلام داشت
پيمان جايز نبود. [١] چيزى كه اين تفسير را از ذهن دور مىكند، اين است كه تعبير به «غيرى» در باره پيامبر اكرم، تعبير مناسبى نيست.
تفسير ديگرى كه شارح بحرانى، به عنوان يك احتمال ذكر كرده، اين است كه امام مىفرمايد: پيش از آن كه مردم با من بيعت كنند، اعلان اطاعت كردند و اين به صورت ميثاقى از آنها بر گردن من بود.
بنا بر اين من راهى نداشتم جز اين كه بر خيزم و به دعوت آنان پاسخ گويم و بيعتشان را بپذيرم و به امر حكومت قيام كنم. [٢] بنا بر اين جمله مزبور هماهنگ با جملهاى است كه در خطبه شقشقيه آمد:
«أما و الّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة! لو لا حضور الحاضر ... لألقيت حبلها على غاربها.» «به خدايى كه دانه را شكافته و انسان را آفريده سوگند ياد مىكنم! اگر به خاطر حضور حاضران (تودههاى مشتاق بيعت) نبود ... مهار شتر خلافت را بر پشتش مىافكندم و رهايش مىكردم».
اين تفسير نيز بعيد به نظر مىرسد، زيرا مردم قبل از بيعت از فرمان آن حضرت اطاعت نكرده بودند، بلكه اعلان آمادگى براى بيعت داشتند و ميثاقى در آنجا وجود نداشت، مگر اين كه به سراغ معناى مجازى ميثاق برويم.
نكته پيمانى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با على عليه السّلام داشت
در خطبه بالا امام عليه السّلام به پيمانى اشاره مىكند كه ميان او و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده و از تعبيرات خطبه، اجمالا بر مىآيد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از آن حضرت پيمانى مبنى بر
[١] شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، جلد ٢، صفحه ٢٩٦. محمد عبده، شارح معروف مصرى و علامه خويى نيز تقريبا همين معنا را برگزيدهاند.
[٢] شرح نهج البلاغه، ابن ميثم بحرانى، جلد ٢، صفحه ٩٧.