پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣١ - دشمن بيدار است و شما در خواب!
سرنوشتش به يقين ناكامى و ذلّت و شكست است.
امام براى اين كه سخنش تأثير بيشترى بر آنان بگذارد، مطلب را به صورت يك موضوع شخصى بيان نمىكند، بلكه به شكل يك حكم عام كه در تمام طول بشر حاكم بوده و هست بيان مىدارد.
ديگر اين كه مىفرمايد: به خدا قسم! من گمان مىكنم كه اگر جنگ سختى درگيرد و حرارت و سوزش مرگ به شما نزديك شود، از فرزند ابو طالب جدا مىشويد، مانند جدا شدن سر (از بدن كه التيامى در آن نيست)، (و ايم [١] اللّه إنّي لأظنّ بكم أن لو حمس [٢] الوغى [٣] و استحرّ [٤] الموت، قد انفرجتم عن ابن أبي طالب انفراج الرّأس.
امام با اين تشبيه گويا به نكات مختلفى اشاره مىكند.
نخست اين كه موقعيت او گر چه مانند موقعيّت سر براى بدن است، ولى آيا سر- كه مركز هوش و چشم و گوش و زبان است- مىتواند بدون اعضاى ديگر بدن كارى را از پيش ببرد؟
ديگر اين كه آيا بدن، اگر از سر جدا شود، حيات و بقايى خواهد داشت، و اگر داشته باشد، بدون چشم و گوش و عقل و هوش كارى را از پيش مىبرد و آيا سرنوشتش جز حركاتى مذبوحانه و سپس براى هميشه از بين رفتن، چيز ديگرى خواهد بود.
[١] در باره «أيم اللّه»- كه مفهوم سوگند را مىرساند- در جلد اول صفحه ٤٨٣، ذيل خطبه ١٠، هم شرح كافى داده شده است.
[٢] «حمس»، از مادّه «ح م س» به معناى «شدت يافتن» است و حماسه و تحمّس به معناى تشديد و تشدّد مخصوصا در جنگها آمده است و احمس به مرد شجاعى گفته مىشود كه در برابر دشمن، با شدّت، ايستادگى مىكند.
[٣] «وغى» به معناى «سر و صداى- مخصوصا جنگاوران- در ميدان نبرد» است. و گاه به خود جنگ نيز، وغى گفته مىشود. و در خطبه بالا، به همين معنا است.
[٤] «استحرّ»، از مادّه «حرر» و در اينجا به معناى «داغ شدن و شدت گرفتن» است و اشاره به اين است كه هنگامى كه بازار شهادت داغ شود و جنگ به اوج خود برسد، افراد ضعيف و ناتوان، فرار را بر قرار ترجيح مىدهند.