پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٤ - نفرين بر شما! چرا از شهادت مىترسيد؟
برمىشمرد، شايد كه اين سخنان وجدان خفته و روح بىدرد آنها را بيدار و آگاه سازد تا براى درهم كوبيدن دشمنان خونخوار بپا خيزند و متّحد شوند و شجاعانه وارد ميدان نبرد گردند.
نكته اين همه توبيخ و سرزنش براى چيست؟
بار ديگر ناچاريم كه به سراغ پاسخ اين سؤال برويم كه چرا امام عليه السّلام با آن درايت و آگاهى و مديريت فوق العادهاى كه دارد، اين همه كوفيان را مورد عتاب و خطاب، آن هم با تعبيرهاى بسيار خشن قرار مىدهد؟
آيا اين همه توبيخ و اظهار بىاعتمادى بر آنان، سبب دورى و نفرت و تعصّب و لجاجت آنها نمىشد؟
پس چرا امام عليه السّلام با اين سخنان عتاب آلود آنها را از اهداف خود دورتر ساخت؟
در پاسخ اين سؤال بايد به اين نكته توجه داشت كه امام عليه السّلام با يك روانكاوى عميق، روحيات كوفيان را خوب درك كرده بود و همان طور كه تاريخ نشان مىدهد، وضع آنان به گونهاى بود كه تا شخصيّت خود را در معرض نابودى كامل نمىديدند، تكان نمىخوردند و به اصطلاح تا به حسّاسترين رگهاى وجودشان، نيشتر توبيخ و عتاب وارد نمىشد، به حركت در نمىآمدند.
در ميان جوامع بشرى هميشه گروهى را هر چند اندك، مىتوان يافت كه تا آخرين ضربت بر آنها فرود نيايد، بيدار نمىشوند.
مفهوم سخنان امام عليه السّلام در اينجا، اين نيست كه ما اين روش را در مقابل هر گروه وظيفه نشناس و غافل و بىخبر به كار بريم، چرا كه افراد مختلفند: بعضى با يك سرزنش مختصر و به اصطلاح با يك «از گل نازكتر» گفتن به خود مىآيند و راه خود را پيدا مىكنند. بعضى مانند فيل هستند كه تا فيلبان با چكش بر مغز آنها نكوبد، به حركت در نمىآيند.