پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧ - من پرده باطل را مىشكافم!
اين احتمال را نيز دادهاند كه منظور عرب، در اينجا اكثريت آنها است كه مشرك و بت پرست بودند.
پاسخ سومى كه به اين سؤال مىتوان داد اين است كه يهود جزو ساكنان بومى جزيرة العرب نبودند، بلكه طبق آنچه در تواريخ معروف آمده است، هنگامى كه بشارتهاى ظهور پيامبر اسلام را در كتب خود خواندند و احساس كردند وقت ظهور نزديك شده، به آنجا آمدند كه شاهد ظهور آن بزرگوار باشند، هر چند بعدا از ترس اين كه منافعشان به خطر افتد، راه نفاق و عداوت را پوييدند. مسيحيان نيز، احتمالا مهاجران و در عين حال، بسيار در اقليت بودند.
به هر حال، امام عليه السّلام در اين سخن به دور ماندن اقوام جاهلى از سرچشمه وحى و نبوت اشاره مىكند و همين يك نكته نشان مىدهد كه تا چه حدّ آنها در گرداب شرك غوطهور بودند و در شعلههاى آتش فساد مىسوختند.
حضرت سپس روشن مىسازد كه آنها در پرتو انوار وحى و نبوت و طلوع آفتاب عالمتاب اسلام، به كجا رسيدهاند. مىفرمايد: «او مردم را تا سر منزل سعادتشان سوق داد و به محيط رستگارى و نجات رسانيد»، (فساق النّاس حتّى بوّأهم محلّتهم و بلّغهم منجاتهم) [١].
نه تنها آنها را از شرك و كفر و انحرافات عقيدتى رهايى بخشيد و فساد اخلاق و ظلم و بىعدالتى را از ميان آنان برچيد، بلكه قوّت و قدرت و حكومت و تمدن درخشانى را براى آنها نيز فراهم ساخت، و لذا حضرت در ادامه سخن مىافزايد:
«نيزههاى آنها صاف و (در مسير صحيح) پابرجا و جاى پاى آنها محكم شد، (فاستقامت قناتهم [٢] و اطمأنّت صفاتهم [٣]).
[١] «بوّأ» از مادّه «بوء» در اصل به معناى صاف بودن مكان است، در مقابل «نبوه» كه به معناى بلندى و ناهموارى است. در جمله مورد بحث، اين كلمه به معناى «صاف و منظم كردن محل استقرار» است.
[٢] «قنات» از مادّه «قنو» در اصل به معناى «شاخه درخت» است و نيزه را به خاطر شباهتش به شاخه درختان، «قنات» مىگويند و نيز به كاريزهايى كه براى استفاده از آب حفر مىكنند، به خاطر مسير صاف و مستقيمشان، قنات مىگويند.
[٣] «صفات»، سنگ صاف و بزرگ و محكم و گسترده است.