پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦ - از كسانى كه پيش از شما بودند پند گيريد!
حضرت در جمله نخست مىفرمايد: بايد دنيا در چشم شما كم ارزشتر از تفاله برگهايى باشد كه با آن دباغى مىكنند (كه بسيار بد بو و متعفّن و بىارزش است). يا بىارزشتر از بقاياى قيچى شده پشم حيوانات باشد (كه بر زمين مىريزد و كسى به آن اعتنايى ندارد)، فلتكن الدّنيا في أعينكم أصغر من حثالة [١] القرظ و قراضة [٢] الجلم [٣].
تشبيهات فوق، بسيار حساب شده و جالب است، قرظ، (بر وزن مرض) به معناى «برگ درختان سلم» كه از آن، براى دباغى كردن پوستها استفاده مىكردند تا پوست را محكم و قابل استفاده بيشتر كنند- است. بديهى است تفالههائى كه بعد از استفاده به دور مىريختند، بسيار آلوده و بدبو و نفرت انگيز بود و نيز هنگامى كه پشم حيوانات را قيچى مىكنند قطعات كوچكى از اطراف آن بر زمين مىريزد كه به درد هيچ كارى نمىخورد.
بنا بر اين در تشبيه نخست، نفرت انگيز بودن و در تشبيه دوم، بىارزش بودن، نهفته شده است، و امام عليه السّلام مىفرمايد بايد دنيا در نظر شما از اينها هم كم ارزشتر باشد، همان دنيايى كه عشق به اموال آن قارونهاى طغيانگر و عشق به مقامات آن، ظالمان بيدادگر را به وجود مىآورد و حبّ آن، رأس كل خطيئه است و اين گوياترين تعبيرى است كه در اين زمينه ديده مىشود، اين از يك سو.
از سوى ديگر، در دومين جمله به زود گذر بودن دنيا و مواهب دنيا اشاره كرده مىفرمايد: «از كسانى كه پيش از شما مىزيستهاند پند گيريد، قبل از آن كه آيندگان از شما پند گيرند! (و اتّعظوا بمن كان قبلكم قبل أن يتّعظ بكم من بعدكم).
آنها جمع كردند و اندوختند و گذاشتند و رفتند. قصرهاى ويران شده آنها و ملك به تاراج رفته و تخت سرنگون شده و قدرت بر باد رفته آنان كه بقايايش در گوشه و
[١] «حثاله» (بر وزن تفاله) در اصل به معناى «اشياى بد و بىارزش» آمده به همين دليل به تفالههاى روغن و مانند آن كه بىارزش و دور ريختنى است، حثاله گفته مىشود.
[٢] «قراضه» از مادّه «قرض» به معناى «چيدن چيزى» است و قراضه به قطعات كوچكى كه به اصطلاح از دم قيچى مىريزد گفته مىشود، و اطلاق مقراض بر قيچى نيز از همين جهت است.
[٣] «جلم» (بر وزن قلم) به معناى «قيچى» است.