پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٩ - شرح و تفسير گروه پنجم- مردان خدا
بعضى از شارحان نهج البلاغه، [١] معتقدند كه «مرجع» در جمله بالا، به معناى قبر، و «محشر» به معناى «قيامت» است، ولى با توجه به اين كه در تعبيرات قرآنى هر دو واژه به معناى قيامت آمده، به نظر مىرسد كه اين تفاوت، تنها براى عدم تكرار لفظ است و نه تفاوت در معنا.
در واقع، تعبيرات فوق، از اين آيه شريفه اقتباس شده است كه «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ»- مردانى كه هيچ تجارت و معاملهاى آنان را از ياد خدا و بر پا داشتن نماز و اداى زكات غافل نمىكند، آنها از روزى مىترسند كه در آن دلها و چشمها زير و رو مىشود [٢].» حضرت سپس به سرنوشت متفاوت اين گروه در جوامعى كه آن چهار گروه دنيا پرست در آن حاكمند، پرداخته و مىفرمايد: هر يك از آنها به يكى از اين پنج سرنوشت گرفتار مىشوند:
«آنان (به خاطر حق گويى و حق جويى) يا از جامعه رانده و آواره شدهاند و يا ترسان به گوشه تنهايى خزيده و يا خاموشند و مهر سكوت، بر دهان زدهاند (چرا كه گوش شنوا و دل بيدارى كه سخنان آنان را درك كند و به دعوتشان لبيك بگويد، نمىيابند). يا مخلصانه (به اميد تأثير در بعضى از دلها)، به سوى خدا دعوت مىكنند و يا با چشمى گريان و دلى پر درد، (به صحنههاى پر فسادى كه قادر بر تغيير آن نيستند) مىنگرند، «فهم بين شريد [٣] نادّ، [٤] و خائف مقموع [٥] و ساكت مكعوم [٦] وداع مخلص و ثكلان [٧] موجع».
[١] فى ظلال نهج البلاغه، ذيل جمله مورد بحث.
[٢] سوره نور، آيه ٣٧.
[٣] «شريد» از ماده «شرد» در اصل، به معناى «فرار كردن شتر» است. و سپس به تمام كسانى كه به هر دليل، از قومى فرار كردهاند، اطلاق شده است.
[٤] «نادّ» از مادّه «ندّ»، به معناى «فرار كردن به تنهايى» است.
[٥] «مقموع» از ماده «قمع» به معناى «مقهور و مغلوب» است و گاه به معناى «ريشه كن كردن» نيز آمده است.
[٦] «مكعوم» از مادّه «كعم»، در اصل به معناى «بستن دهان شتر» آمده سپس توسعه يافته و به هر كسى كه دهانش را به دليلى ببندند، مكعوم گفتهاند.
[٧] «ثكلان» از مادّه «ثكل»، در اصل، به معناى «از دست دادن عزيزان» است و چون در چنين حالى انسان عزادار مىشود، ثكلان به معناى «شخص گريان و عزادار» آمده است.