پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠ - مردم چهار گروهند
مىسازند و خداوند فساد را دوست ندارد. [١] حضرت سپس به شرح صفات گروه دوم و اهداف و پايان كارشان مىپردازد و مىفرمايد:
«گروه ديگر آنانند كه شمشير كشيده و فساد و شرارت خويش را آشكار ساخته و لشكر سواره و پياده خود را (براى اين منظور) گرد آورى كردهاند. (و منهم المصلت [٢] لسيفه و المعلن بشرّه و المجلب بخيله و رجله.
آنها باطن خود را براى ظلم و فساد آماده ساخته و دين خود را تباه كردهاند، قد أشرط [٣] نفسه، و أوبق [٤] دينه.
امّا هدفشان چيست؟ هدف آنها همان است كه امام عليه السّلام به آن اشاره فرمود:
«هدفشان، آن است كه: چيزى از متاع دنيا را به چنگ آورند يا براى خود فرماندهى بر گروهى را فراهم سازند يا بر منبرى صعود كنند» (و لباس پيشوايى مردم را بر تن كنند و براى آنان خطبههاى دروغين بخوانند)، (لحطام [٥] ينتهزه [٦]، أو مقنب [٧] يقوده، أو منبر يفرعه [٨].
و به اين ترتيب امام عليه السّلام در جملههاى كوتاهى، هم به اعمال ظاهر آنها اشاره مىفرمايد و هم به فساد درونشان و هم به اهداف پست و زشتشان، در واقع اين
[١] سوره بقره، آيه ٢٠٤- ٢٠٥.
[٢] «مصلت» از ماده «صلت» به معناى «بروز و ظهور چيزى» است «و سيف صلت» به معناى «شمشير كشيده و صيقل داده شده» است. و مصلّت به كسى مىگويند كه شمشير خود را كشيده باشد.
[٣] «اشرط» از ماده «شرط» به معناى علامت است و در عبارت بالا، بيانگر اين حقيقت است كه او، خود را آماده براى فساد و هلاك كرده و گويى خود را بر اين منظور، علامت گذارى كرده است.
[٤] «اوبق» از ماده «وبق»، به معناى «هلاكت» است. بنا بر اين، اوبق يعنى «هلاك كرد».
[٥] «حطام» (بر وزن غلام) به معناى «شكسته و بىارزش» است و اموال دنيا را به خاطر بىارزش بودن، حطام دنيا مىگويند.
[٦] «ينتهز» از ماده «نهز» به معناى «حركت براى انجام كارى» است و به معناى «حركت براى به دست آوردن غنيمتى» نيز آمده است.
[٧] «مقنب» (بر وزن محور) در اصل، به معناى «گلّهاى از اسب» آمده و در خطبه بالا به معناى گروهى از مردم است. شايد تعبير به «مقنب» اشاره به ناآگاهى و بىخبرى آن گروه است.
[٨] «يفرع» از ماده «فرع» به معناى «قسمت بالاى هر چيزى» است. و در عبارت بالا به معناى «بالا رفتن از منبر و تكيه زدن بر محلّ ارشاد خلق» آمده است.