پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠ - خطبه در يك نگاه
و يا حد اقل به انتقاد پرداخته و در برابر گروه معترضان، كسى به يارى او برنخاست.
و عملا به قتل او راضى شدند.
گروه ديگرى، معتقد بودند كه عثمان، نبايد كشته مىشد، بلكه مىبايست به او اجازه مىدادند كه بعد از توبه، خطاهاى گذشته خويش را اصلاح كند و حد اكثر، او را از خلافت خلع مىكردند. كشتن او به صورت آشكار بدعتى بود كه منشأ كارهاى مشابهى در آينده مىشد و علاوه، چنانكه مىدانيم قتل او دستاويزى براى منافقان و بازماندگان اهل نفاق، جهت تفرقه در صفوف مسلمانان گرديد و اين امر از قبل قابل پيش بينى بود.
گروه اندكى از ظاهربينان كه مجال انديشيدن در تاريخ زندگى خليفه سوم را به خود نمىدهند، او را خليفه مظلوم و شهيد مىدانستند و وى را از هر كار خلافى تبرئه مىكردند! امام عليه السّلام در ميان اين عقايد ضدّ و نقيض، حق را كه در ميان اين آرا مكتوم مانده بود بيان مىنمايد و به طرز بسيار دقيق و ظريفى مسائل مربوط به قتل عثمان را تجزيه و تحليل مىكند.