پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١١ - نكته عوامل سستى كوفيان
بودند، و اى بسا، كه در ميان آنها رقابتهاى پنهان و آشكارى نيز وجود داشت، بخلاف شاميان كه دست نخورده و يكپارچه بودند.
اضافه بر اين، گروه زيادى از منافقان و دشمنان اسلام، از مدينه و نقاط ديگر، در آنجا جمع شده بودند و با وسوسههاى شيطانى، براى تفرقه افكنى و تضعيف روحيه آنها تلاش مىكردند.
از سوى سوم، فتوحات اسلامى ثروت زيادى را به آنجا كشانده بود و طبيعت ثروت، رفاه طلبى و عافيت جويى است كه با طبيعت جهاد و رزم و پيكار سازگار نيست.
به اين دليل آنها پيوسته به دنبال عذر و بهانه مىگشتند تا از زير بار جهاد، حتّى در لحظات حسّاس و سرنوشت ساز، شانه تهى كنند، كه سرانجام گرفتار پيامدهاى دردناك اين سستى و رفاه طلبى شدند و پيكر آنها در زير ضربات شلّاق حكّام ظالم بنى اميه، مجروح و خسته شد.
آرى، اگر پيشوايى پيدا مىشد كه بيت المال را بىحساب در اختيار ثروت اندوزان و رفاه طلبان مىگذارد، به دنبال او راه مىافتادند، ولى امير مؤمنان على عليه السّلام كسى نبود كه در برابر چنين گناه عظيمى تسليم شود و رضاى خدا را به رضاى خلق بفروشد، از اين رو در يكى از خطبههاى ديگر نهج البلاغه- كه احتمالا جزئى از خطبه مورد بحث است- آنها را مخاطب ساخته، چنين مىفرمايد:
«و إنّي لعالم بما يصلحكم و يقيم أودكم و لكنّي لا أرى إصلاحكم بإفساد نفسي، من مىدانم چه چيز شما را اصلاح مىكند و كجى شما را (ظاهرا) راست مىسازد، ولى من هرگز اصلاح (ظاهرى) شما را با تباه ساختن نفس خويش جايز نمىدانم». [١]
[١] نهج البلاغه، خطبه ٦٩.