پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦ - شرح و تفسير
شرح و تفسير
همان گونه كه در بالا، تحت عنوان «خطبه در يك نگاه» آمد، امام عليه السّلام اين خطبه را در شرايط بسيار سخت و بحرانى ايراد فرموده است، در شرايطى كه دشمن جسور و غارتگر براى تضعيف روحيه مردم عراق، در هر گوشه و كنار به حملات ايذايى و غافلگيرانه پرداخته بود و امام عليه السّلام كه راه چاره را در يك حركت قوى و تهاجم همه جانبه مىديد، به آماده ساختن مردم مشغول بود، ولى ناتوانى و سستى و ضعفى- كه به علل گوناگون بر آن گروه مسلّط شده بود- امكان تشكيل چنين نيرويى را سلب كرده بود.
امام عليه السّلام چارهاى جز اين نداشت كه از آخرين حربه براى بسيج اين گروه سست و پر ادعاى كم قدرت، استفاده كند و آنان را زير ضربات شلّاق ملامت قرار دهد، شايد به خود آيند و خطراتى را كه از هر سو آنها را احاطه كرده است با چشم خود ببينند.
در نخستين جمله اين خطبه امام عليه السّلام انگشت روى عامل اصلى اين ضعف و زبونى و ذلّت مىگذارد و به مو شكافى اين نكته مهم مىپردازد و آن ناهماهنگى ميان گفتار و عمل است كه از ضعف اعتقاد باطنى به اهداف والا و آرمانهاى مقدّس، سرچشمه مىگيرد. امام آنها را مخاطب ساخته، چنين مىفرمايد:
«اى مردمى كه بدنهايتان جمع و افكار و خواستههايتان پراكنده است! أيّها النّاس المجتمعة أبدانهم، المختلفة أهواؤهم! سخنان (داغ) شما، سنگهاى سخت را در هم مىشكند، ولى اعمال (سست) شما، دشمنانتان را به طمع مىاندازد، كلامكم يوهي [١] الصّمّ [٢] الصّلاب، و فعلكم يطمع فيكم الأعداء! آرى، بدبختى و زبونى و ذلّت شما از اينجا سرچشمه مىگيرد كه روح وحدت از
[١] «يوهى» از ماده «وهى» به گفته مقاييس در اصل به معناى سستى است و به همين دليل هر سخن سستى را «واهى» مىگويند و از آنجا كه سستى، سبب متلاشى شدن مىگردد، اين واژه به معناى «پارگى و از هم گسستن» نيز آمده است.
[٢] «صمّ» جمع «اصمّ» به معناى كر و ناشنوا است و در اينجا مراد سنگهاى سخت و نفوذ ناپذير است، گويى گوش شنوا براى چيزى ندارد. و «صلاب» جمع «صلب»، به معناى «محكم» تأكيدى بر آن است.