پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١ - اگر كسى از اين غصّه بميرد سزاوار است!
مىپردازند- روشن مىشود كه شهر انبار، در نزديكى مرز عراق و شام بوده و اخو غامد به آن حملهور گرديده و تعبير «أزال خيلكم عن مسالحها»، نشان مىدهد كه بدون مقاومت مهمّى از مرز گذشته است. شرح اين ماجرا، در آغاز خطبه گذشت.
سپس امام عليه السّلام از ميان جنايات اخو غامد و لشكر غارتگرش، انگشت روى نقطه حسّاس و بسيار دردناكى گذاشته و مىفرمايد:
به من خبر رسيده است كه يكى از آنها، به خانه زن مسلمان و زن غير مسلمان ديگرى كه در پناه اسلام جان و مالش محفوظ بوده، وارد شده و خلخال و دستبند و گردن بندها و گوشوارههاى آنان را از تنشان بيرون آورده است، در حالى كه هيچ وسيلهاى براى دفاع از خود، جز گريه و زارى و التماس نداشتهاند! و لقد بلغني أنّ الرّجل منهم كان يدخل على المرأة المسلمة، و الأخرى المعاهدة فينتزع حجلها [١] و قلبها [٢] و قلائدها [٣] و رعثها [٤]، ما تمتنع منه إلّا بالاسترجاع و الاسترحام.
اشاره به اين كه احدى از مسلمانان آنجا به دفاع اين زن مسلمان و زن غير مسلمانى كه در پناه اسلام بوده، برنخاسته است! گويى، خاك مرگ بر سر همه آنها پاشيده بودهاند كه چنين ننگ آشكارى را براى خود پذيرفتهاند، هم اموالشان به يغما رفته و هم نواميسشان مورد تعرّض قرار گرفته و هم پناهندگانشان مورد ظلم و ستم واقع شدهاند.
اين نكته قابل توجه است كه واژه «استرجاع» در كلمات مفسران نهج البلاغه، به
[١] «حجل» (بر وزن فعل) و «حجل» (بر وزن فصل) به معناى «خلخال، همان زينتى كه زنهاى عرب در مچ پا مىكردند و حجله- كه صحيح آن حجله (بر وزن عجله) است- به معناى اطاق مخصوص عروس است كه آن را زينت مىكنند و مىآرايند.
[٢] «قلب» (بر وزن قفل) به معناى «دستبند» و در اصل، از مادّه «قلب»، به معناى «دگرگونى» گرفته شده است. اين، شايد به اين دليل باشد كه دستبند، در دست انسان دائما در حركت است.
[٣] «قلائد» جمع «قلادة» (بر وزن اجاره) به معناى «گردنبند» است و به هر چيزى كه چيز ديگرى را احاطه كند، اطلاق مىشود.
[٤] «رعث» (بر وزن شتر) جمع «رعث» (بر وزن رأس) به معناى «گوشواره» است.