مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٩
يابند. از استادان و خوانندگان ارجمند نيز خواهانم كه كاستى ها و ناراستى هاى اين نوشتار را صميمانه ، به نگارنده ، يادآورى كنند. اميدوارم اين نوشتار ـ كه در اندازه بضاعت ناچيز نويسنده ، فراهم آمده است ـ ، در درگاه خداوند رحمان و رحيم ، مقبول افتد و ولى حاضرش(عج) با ديده عنايتْ بدان بنگرد!
درآمد
شيعيان ، از ديرباز ، به نگارش احاديث اهل بيت عليهم السلام توجّهى شگرف داشته اند. نگاهى به شمار فراوان نام هاى بخشى از نگاشته هاى آنان ، تنها در دو سه سده نخست كه از هزارها فزون است و در فهرست هاى به جا مانده از سده پنجم ، به يادگار مانده اند ، استوارترين گواه بر اين سخن است. نيز مى دانيم كه دسته بندى احاديث از روزگاران كهن ، بيشتر به دو شكل ، در ميان مسلمانان فراگير بوده است: الف . روش مسندى؛ كه در آن ، همه احاديث هر راوى را ـ كه درباره موضوعات مختلف بود ـ ، در يك نگاشته گرد مى آوردند. ب . روش موضوعى؛ كه در آن ، همه احاديث هم موضوع را ـ خواه از يك يا چند راوى ـ در يك جا فراهم مى آوردند. شيعيان ، از همان آغاز ، روش دوم را بيشتر پسنديدند و با اندكى تسامح مى توان گفت كه كم و بيش ، همه آنان نوشته هاى خود را بر پايه اين روش ، بنيان نهادند. چنان كه روش مسندى نيز از سوى اهل سنّت ، پرورش يافت و بسيارى از آنان كتاب هاى خود را بر اين روش ، پى افكندند. امّا چرا شيعيان به روش دوم ، گرايش نشان دادند؟ علّت هاى پيدا و پنهان گوناگونى را مى توان در پاسخ اين پرسش ، پيش ديد نهاد ؛ امّا براى دريافت پاسخ درست تر ، بهتر است به چگونگى داد و ستد و تعامل محدّثان و راويان و دانشوران ، با