مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٤٩
مصادر حديثىِ فراوان داشته كه برخى از آنها هم اكنون نيز موجوداند . [١] ثالثا ، محقّقان شيعه ، به صحّت و قطعيت صدور تمام روايات الكافى ، باور ندارند. [٢] ديدگاه آنان در اين باره ، قابل مقايسه با ديدگاه اهل سنّت درباره صحيح البخارى و صحيح مسلم نيست ، چه رسد به اين كه بر نظر اهل سنّت در اين زمينه ، تفوّق يافته باشد. متأسفانه مؤلّف در اين قضاوت ، هيچ مدركى به دست نمى دهد تا اعتبار آن ارزيابى شود. جاى شگفتى است كه نويسنده مقدّمه كتاب ، دكتر حسين محفوظ ، الكافى را ديده و نيز، ديدگاه چند نفر از بزرگان اماميه ، مانند شيخ مفيد، محمّد بن مكّى (شهيد اوّل)، و علّامه مجلسى را نقل كرده است بدون آن كه در كلام آنان سخنى درباره صحّت تك تك روايات الكافى و اعتقاد به مضامين تمام روايات آن باشد. شگفت آورتر آن كه بر اساس همين ادّعاى بى مدرك ، تمام شيعه را متّهم به تشكيك در نصّ قرآن موجود و تحريف گرايى مى كند! اگر مؤلّف ، تقواى پژوهش را رعايت مى كرد ، لا اقل يكى از شروح معتبر الكافى ، مانند مرآة العقول علّامه مجلسى را مى نگريست و در آن دست كم، نظر علّامه را درباره اسناد ٢٢٦ حديثى كه خود وى در اين كتاب آورده ، بيان مى كرد. مبدأ اين قضاوت نيز، ذهنيت دكتر خالدى و همكيشان اوست كه حدّاقل معيارهاى امثال بخارى و مسلم را براى صحّت و سقم روايات ، به طور كامل پذيرفته اند ، تنها به اين دليل كه شيخين ، به دو كتابشان ، نام «صحيح» نهاده اند ، در حالى كه هيچ كتاب روايىِ شيعى به اين نام، نامبردار نيست. رابعا ، هيچ كس از اماميه ، نگفته است كه امام زمان (عج) براى اين كتاب ، نام «كافى» را گذاشته اند. متأسّفانه اين ادّعاى مؤلّف نيز بدون مدرك و دروغ است. عرضه كتاب
[١] مانند «الاُصول الستّة عشر».[٢] ر. ك : معجم رجال الحديث ، ج ١ ، ص ٢٢ ـ ٣٦ و ص ٨٧ ـ ٩٢ .