مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٣٨
اينان ، رفته رفته، سازمان حزبى پيدا كردند و عناوين و القاب خاصى را براى پيشوايان و پيروان خود به كار مى بردند. و اين، امر آنها را بر مسلمانان مشتبه كرده بود. [١] نگاهى به شخصيت هاى تراز اوّل صوفيان ، نشان مى دهد كه اين فرقه، در قرن سوم و چهارم در اوج بودند و در همين دوران، و در بغداد ، حسين بن منصور حلّاج (مقتول به سال ٣٠٩ ق) ، مى زيسته كه ادّعاهاى شگفتى در باره اش شده است. [٢] حاصل اين كه عناصر بحران زاى ياد شده كه از گذشته ها شروع شده و در قرن سوم و در دوران كلينى، به اوج رسيده بود، عرصه را بر تداوم انديشه ناب اسلامى و بخصوص مكتب اهل بيت دشوار كرد و برخورد متناسب با چنين بحرانى، زيركى ويژه اى مى طلبيد تا راه درست ، انتخاب و نشان داده شود. در چنين دورانى، تبيين اصول و قواعد دقيق باورهاى دينى ، يك ضرورت به شمار مى رفت تا ضمن حفظ حقيقت دين، ظواهر شريعت نيز ـ كه حافظ حقيقت آن است ـ ، از نابودى و كژراهگى در امان بمانَد.
آنچه كلينى كرد
به نظر مى رسد كه الكافى ، علاوه بر اين كه حاوى معارف مهم و قابل توجّه در بحث هاى عقيدتى است، حاشيه و تعليقه اى بر آن چيزى است كه پس از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رواج يافت و در كتاب هاى فقهى، حديثى و تاريخى مسلمانان ثبت شد. اينك كافى بود كه راه ديگرى را كه بر اساس مواريث گذشتگان شكل گرفته بود، به نمايش مى گذاشت. مناظرات علمى و مذهبى نقل شده در اين كتاب هم مؤيّد همين نكته است. بر اساس نقل كلينى، امامان در مناظراتشان به بحث هايى مى پرداختند كه نه حرف هاى اشاعره بودند و نه سخنان معتزله كه دو مكتب قوى حاكم در ميان
[١] براى اطّلاعات بيشتر ، ر. ك : تاريخ تصوّف در اسلام و تطوّرات و تحوّلات مختلفه، ص ١٠ ـ ١٦٩ .[٢] ر . ك : الكامل، ج٦، ص ١٩٧ ـ ١٩٨ .