مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥١٦
انديشه صاحب رسالتى و يا دفاع از دينى خاص و يا انديشه اى ويژه ، به نقد ديگران بپردازند ، به گونه اى اين كار را انجام دهند كه وقتى صاحب آن انديشه و مذهب ، سخن آنها را مى خواند ، احساس كند كه واقعا در پىِ هدايت بوده اند و تلاش آنها ، براى زدودن باطل يا برطرف نمودن اشتباهى بوده است . اگر هدف ما ، رفع باطل باشد ، نيازى نيست كه در جاىْ جاى نقد خود ، از ناسزاگويى به ديگران و يا شماتت و ملامت آنها ، استفاده كنيم و بعد هم عنوان نماييم كه هدف ، رسيدن به حقّ است ! در تبيين حق ، نه نياز به ناسزاگويى است ، و نه نياز عصبانيّت و عصبيّت ، خصوصا آن گاه كه نوشته ، خطاب به صاحب انديشه اى به زعم ما غلط است . وقتى نوشته ما در حوزه داخلىِ مذهب و فرقه خودمان مورد استفاده قرار مى گيرد ، اوضاع ، متفاوت است ، هر چند حتّى وقتى ما براى همكيشان خودمان هم مى نويسيم ، بايد توجّه داشته باشيم كه قرار است با اين نوشته ، آنها هدايت يا تربيت شوند . بايد ببينيم كه آيا نوشته ما به رسيدن ما به اهدافمان ، كمك مى كند در واقع ، مورد پذيرش طرف مقابل قرار مى گيرد و ضرورت دارد كه اين گونه بنويسيم يا بيشتر براى تشفّى قلب خودمان ، اين نقد را نگاشته ايم ؟! بايد به اين مسئله فكر كنيم كه شايد ما اساسا خودمان ، به درستى هدايت نشده ايم و اكنون ، در مقام مدافع حقيقت ، قلم به دست مى گيريم و آنچه را درست مى پنداريم ، مى نگاريم و بعد هم خيال مى كنيم كه رسالت دينى مان را انجام داده ايم . چه بسا سلطه شيطان بر ما ، اگر بيش از سلطه اش بر طرف مقابل نباشد ، كمتر هم نباشد . ٣ . نكته ديگر اين كه در هنگام نقد ، متوجّه جوانب مختلف هر نوشته اى باشيم . براى مثال ، در نظر داشته باشيم كه وقتى طرف مقابل را مورد نقد قرار مى دهيم ، آيا نتيجه دلخواه ما به دست مى آيد يا نه ؟ متأسّفانه ، در زمينه قرآن كريم ، نوشته هاى فراوانى به وسيله نويسندگان فرقه هاى مختلف اسلامى نگاشته و منتشر مى شود كه نقطه مشترك همه آنها ، متّهم كردن