مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٩٦
شاهد اين سنّت هستيم و همچنين ناظر اشاراتى به تعاريف ابن مسكويه در آن. [١] در اين كتاب، ابن مسكويه، فضايل اخلاقى را به دقّت تعريف مى كند، به گونه اى كه با ديگر مفاهيم، خلط نشود. براى مثال، «صبر» عبارت است از مقاومت در برابر هواى نفس، حال آن كه «حلم» فضيلت به آسانى خشمگين نشدن، به شمار مى رود. حكمت نيز حدّ وسط ميان «سفه» و «بُله» است. [٢] اين نوع نگاه به مفاهيم و تلاش در جهت تعيين دامنه معنايىِ آنها، به كام شيفتگان تجزيه و تحليل مفاهيم، خوشگوار است و همين، مايه پايايىِ آن در گذر زمان بوده است. اهميّت اين نكته، هنگامى آشكار مى شود كه با بخش اخلاقى كتاب الكافى سنجيده شود كه عمدتاً از تعريفْ تُهى است و تعيين معناى دقيق فضايل و رذايل، به عهده خوانندگان گذاشته شده است.
پنج. پرهيز از تداخل حوزه اخلاق با آداب
در مجموع، ابن مسكويه، كوشيده است مسائلى را در كتاب خود بگنجاند و آنها را بر چنان انسان شناسى اى، استوار سازد كه فارغ از تعلّقات و رنگ هاى قومى و فرهنگى، براى همه انسان ها و در همه زمان ها كارا باشد. به همين سبب، كمتر نشانى از آداب و رسوم، در اين كتابْ ديده مى شود و ابن مسكويه، با مبنا قرار دادن قواى سه گانه نفس، فضايل اصلى را شناسايى مى كند و فضايل ديگر را به آنها ارجاع مى دهد. البته چنين نيست كه وى از تفكّر غالب زمانه خود بركنار مانده باشد؛ بلكه او نيز برخى از باورهاى رايج زمان خود را به مثابه امرى مسلّم در فهم انسان ها به كار مى گيرد و بر اين باور است كه ساكنان نواحى دور شمالى و جنوبى، از قدرت تميز
[١] شرح چهل حديث، ص ١٣٣.[٢] تهذيب الأخلاق، ص ٢٦.