مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٨١
را بسط بخشى از كتاب چهارم جمهور افلاطون، و تقريباً همه كتاب اخلاق نيكوماخوسارسطو دانست. اين تأثيرپذيرى، چنان آشكار است كه به سادگى مى توان بخش هايى از اين كتاب را ترجمه آزاد اخلاق نيكوماخوس دانست. براى مثال، مسكويه، در بحث سعادت و بحث از حد وسط، نظر ارسطو را نقل مى كند و مى پذيرد و بدين ترتيب، مرجعيت فكرى او را آشكار مى سازد. وى در آغاز مقاله سوم، بحث را از تعريف ارسطو درباره سعادت مى آغازد، تا هم به او اقتدا كرده باشد و هم حقّ وى را ادا نموده باشد. [١] ابن مسكويه در اين كتاب، آزادانه و فراوان، به كسانى مانند سقراط، فيثاغورث، جالينوس، ارسطو و افلاطون ارجاع مى دهد و به سخنان آنان استناد مى كند. براى روشن شدن اين مطلب و به جاى تطبيق بخش هايى از اين كتاب با نوشته هاى متفكّران يونانى، در اين جا، به مقايسه اى آمارى بسنده مى كنيم و نام هاى اسلامى و يونانىِ به كار رفته در اين كتاب را با هم مى سنجيم. در كتاب تهذيب الأخلاق، در مجموع، ده بار نام پيامبر اكرم، آمده و يا به ايشان اشاره شده است. بار نخست، مسكويه، حديثى با اين مضمون نقل مى كند كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: به تنهايى، با امّت خود سنجيده شدم و بر آنان برتر گشتم. [٢] بار دوم، هنگام اشاره به رابطه طولى يا تكاملى موجودات و اين كه درخت خرما در مرز ميان گياهان و جانوران قرار دارد، حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مى كند كه ايشان فرمود: «عمّه خود، درخت خرما را گرامى بداريد كه از بازمانده گِل آدم آفريده شد». [٣] بار سوم، هنگام اشاره به سخن پيامبر صلى الله عليه و آله است در تفسير آيه كريمه «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّآ أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ
[١] تهذيب الأخلاق ، ص ٧٥.[٢] همان، ص ٣٨.[٣] همان، ص ٦٦.