مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢١٧
پيش پا بر دارند. شگفت اين كه اين سخن كلينى در زمانى گفته شده كه عصر غيبت صغرا بوده و برخى از نايبان امام عصر عليه السلام ، در قيد حيات بودند و آن شخص به هر دليل، نمى توانسته راه به جايى ببرد و حقيقت بر او مكتوم بوده است. در چنين زمانى است كه كلينى به نگارش اثرى مى پردازد كه تا كنون چراغ راهى است پر رهرو و چه انديشه ها و باورها كه بر اساس آن شكل گرفته و چه عالمان و انديشمندانى كه دور شمع وجود آن حلقه زده اند و از پرتو نور آن بهره گرفته اند . حال، آن مشكلات چه بوده و آن كار سترگى كه آن مرد بزرگ به تنهايى كرد، چه تحوّلاتى را پديد آورد و چه نقشى آفريد، هر چند همگى روشن نيست، امّا مى توان به برخى آنها اشاراتى كرد و نقش شيخ رى و بغداد را در پايان دادن به برخى بحران ها و شكل گيرى و نهادينه شدن يك انديشه و باور و فرهنگ ، معرفى كرد. به نظر مى رسد، چالش و بحران خلافت و مشروعيت حاكميت و درهم ريختگى ثبات حكومت مركزى، و پيدايش دولت هاى محلى، [١] باعث شده بود كه ذهنيت بسيارى از مسلمانان ، نسبت به مشروعيت حكومت به نام اسلام و پيامبر صلى الله عليه و آله خدشه دار شود و از اين رو، غالب شورش ها در منطقه هاى گوناگون با استقبال مواجه
[١] الكافى، ج١، ص ٨ (مقدّمه مؤلّف) .[٢] در دو قرن دوم و سوم هجرى ، شمال افريقا از حكومت مركزى جدا شد و اغالبه بر آن حكم مى راندند. طولونيان در مصر و سوريه در ٢٥٤ ق ، رستميان در جزائر از ١٣٨ ق، فاطمى ها در مصر در ٢٩٧ ق ، حكمرانى را آغاز نمودند . آل اخيصر علوى در مكّه و يمامه در ٢٥١ ق ، حكومت تشكيل داد . حمدانى ها در موصل و حلب در ٣١٧ ق، علويان در طبرستان، برادران بريدى در بصره، طاهريان در خراسان در ٢٠٥ ق ، صفاريان در فارس در ٢٥٤ ق ، امانيان در ماوراء النهر در ٢٦١ ق ، حكومت محلى تأسيس كردند. در ايران ، به سال ٣١٨ ق ، حكومت محلى آل بويه شكل گرفت، تا به تدريج ، شهرهاى ايران را فتح كردند و سرانجام به بغداد رسيدند و چنين بود كه حكومت هايى در دل حكومت بنى عباس روييدند و اركان حكومت مركزى را سست كردند تا منجر به فروپاشى آن شد. قابل توجّه اين كه كسانى الكافى را چنان اثرگذار دانسته اند كه پايه گذارى دولت هاى طاهريان در خراسان ، فاطميان در مصر، و علويان در طبرستان را محصول آن دانسته اند . ر. ك به: اصول الكافى ، مصطفوى ، ج١، ص ٥ ـ ٨ (مقدّمه) ، و ج ٢، ص ١٩ (مقدّمه) .