مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٦١٦
صحيح اند . محدّث نورى، پس از نقل ديدگاه مشهور، درباره شمار روايات ضعيف الكافى ، چنين آورده است: بر اين اساس، بيش از نيمى از روايات الكافى، ضعيف وغير قابل عمل اند ، مگر باانجبار سند ؛ ولى آيا اين مدّعا ، با بر شمردن الكافى، به عنوان شامخ ترين كتاب شيعه و مؤلّف آن، به عنوان موثّق ترين محدّثان و ضابط ترين محدّثان ، سازگار است؟! [١] متأسّفانه ، علّامه مجلسى در برشمردن ميزان اعتبار روايات الكافى ، عملاً همين راه متأخّران را طى كرده و عموم روايات اين كتاب معتبر را «ضعيف» برشمرده است، چنان كه يكى از دستاويزهاى مخالفان شيعه در تضعيف الكافى ، كتاب مرآة العقولاست. براى گريز از اين اشكال ، مناسب بود كه علّامه مجلسى ، هر يك از احاديث الكافى را بر مبناى قدما نيز ارزش گذارى مى كرد . هرچند علّامه مجلسى ، با شرح و تفسير روايات ضعيف ، در عمل ، به ضعف آنان تن نداده است .
٣. افراط در احتياط گرايى در برخورد با روايات
پيش از اين ، احتياط علّامه مجلسى در تعامل با روايات را تمجيد كرديم. چنان كه يادآور شديم ، ايشان «طرح» را آخرين مرحله در تعامل با روايات مى داند و از قاعده تأويل وتوجيه رواياتْ بهره مى گيرد. پيداست كه حزم واحتياط در برخورد با روايات و بهره جستن از قاعده تأويل ، تا آن جا كه به افراط گراييده نشود، امرى نيكو و قابل تحسين است ؛ امّا اگر چنين روشى ، به حدّ افراط گراييده شود و كار را به جايى برساند كه براى هر روايت مخالف ، براهين قطعى تأويل و توجيهى ارائه گردد، نتيجه اش تضعيف دين و باورهاى دينى است؛ زيرا علّامه مجلسى ، هم صدا با عموم
[١] خاتمة المستدرك، ج ٣، ص ٥٠٥ .