مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٤
در اين جا پيوندى دوسويه مى يابيم. از يك سو ، خداوند بايد دليل و حجّت خود را به مردم بنماياند و تا اين كار انجام نشود ، تكليف خواهى از بندگانْ شايسته نيست و از سوى ديگر ، بندگان نيز آن گاه كه حجّت الهى برايشان آشكار شد ، بايد بپذيرند و اگر چنان نكنند ، شايسته نكوهش و عذاب اند. اين نكته ها به روشنى و بارها در احاديث اين كتاب ، بازگو شده اند. اين مفاهيم از واژه «الحجّة» آسان تر و زودتر از دو واژه نبىّ يا امام ، به ذهن مى رسد. كلينى نام اين بخش از كتاب خود را «كتاب النبوّة» ننهاد ؛ زيرا آن گاه نمى توانست احاديث امامت را در آن گزارش كند. نيز نام آن را كتاب الإمامة هم ننهاد ؛ زيرا در آن صورت ، فراز آوردن احاديث پيامبرىِ پيامبران ، چندان مناسبت نداشت . وى با گزينش اين نام ـ كه مانند شيوه فراگير وى در گزينش نام كتاب ها و ابواب الكافى، از متن احاديث بركشيده شده است ـ در عمل ، به دو كار دست زده است: يك . احاديث مربوط به مفهوم نبوّت (نبى) و نيز امامت (امام) را در يك جا گرد آورده است ؛ دو . رابطه دوسويه ميان فرستادن پيامبر و نصب امام ، و تكليف خواهى از مردمان پديد مى آورد و در حقيقت ، واژه حجّت ، مفهوم پيامبرى و امامت را از نگاه عمل گرايانه مى شناساند .
د . كتاب الإيمان و الكفر
نام كتاب الايمان نيز پيش از كلينى ، پيشينه اى داشته است. نجاشى به هنگام يادكرد نگاشته هاى فضل بن شاذان (م ٢٦٠ ق) از كتابى با نام «كتاب الإيمان» ياد مى كند. [١] باز همو «كتاب شرايع الإيمان» را از يك راوى ديگر قرن سوم نام مى بَرَد ؛ [٢] امّا جز اين دو،
[١] رجال النجاشى ، ش ٨٤٠ .[٢] همان، ش ٣٥٦ .