مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٩٩
تنها كتاب هاى حديثى اهل سّنت ، تدوين شده بود كه چندين اثر فقهى هم مانند نوشته هاى مالك (م ١٧٩ ق)، شافعى (م ٢٦٤ ق) و ديدگاه هاى ابوحنيفه (م ١٥٠ ق) نوشته شده و در مراكز علمى رواج يافته بود. در ميان شيعيان ، تنها چند كتاب چند صد صفحه اى و اصول اربعمئة در صفحاتى، دست به دست و احاديثى هم سينه به سينه مى گشتند . جريان مكتب اهل بيت عليهم السلام ، به رغم اين كه جريانى قوى و اثرگذار بود، هنوز اثرى جامع از خود پديد نياورده بود. جريان حديثى و فقهى اهل سنّت ، در طول بيش از دويست سال شكل گرفته بود و در اين سال ها ، امامان از خاندان پيامبر ، حضور داشتند و بنا بر اين، تأليف كتاب فقهى و يا حديثى ، آن هم در شرايطى كه هنوز زمانِ امامتْ پايان نيافته بود، چندان هم مناسب نبود. مكتب اهل سنّت، از سطوح عالى تا لايه هاى پايين دست اجتماعى نفوذ داشت و گروهى بر اساس آن عمل مى كردند. در واقع ، آنچه در طول دويست سال شكل گرفته و نهادينه شده بود، در ابعاد وسيعى خود را به نمايش گزارده بود . در حاشيه اين جريان عمومى، مكتب اثرگذار ديگرى جريان داشت كه چشمان ناظرى را مى مانست كه در صدد اصلاح جريان حاكم بود و آن بخش از آموزه هايى را كه به دليل نادرستى در نقل، و يا به كارگيرى اجتهاد نادرست، سامان يافته بود، به گونه ديگرى نشان مى داد. مناسب است كه اين نظر مشهور آية اللّه سيد محمّد حسين بروجردى طباطبايى (١٢٩٢ق / ١٣٤٠ ش) را كه بارها از زبان شاگرد برجسته ايشان ـ استادم ـ شنيده ام يادآورى نمايم كه: «فقه شيعه، حاشيه بر فقه اهل سنّت است». اين فقيه بى نظير و بلا منازع روزگار ما، هر چند اين سخن را از جهت معرفتى و روش شناسى استنباط و اجتهاد مى فرموده است، امّا مى توان به گونه اى اين گفته او را در باره حديث هم صادق دانست. هر چند معارف احاديث مكتب اهل بيت عليهم السلام ، بسيار بيش از آن است كه در مكتب اهل سنّت وجود دارد، امّا كم نيستند احاديثى كه ناظر به جريان حاكم واصلاح آن است واين همان حاشيه زدن و يا تعليقه بر متن حاكم است.