مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٩٣
ثانياً، احاديث متواتر از پيامبر خدا كه مى فرمايد: «لا تكذبوا علىّ»، تحذير از دروغ بستن به پيامبر خدا را اثبات مى كند [١] كه در عصر خود پيامبر [٢] و پس از ايشان به وقوع پيوسته است. اگر خود اين حديث هم جعلى باشد، باز نشان مى دهد بر پيامبر خدا دروغ مى بستند و حديث جعل مى كردند. امام على عليه السلام مى فرمايد: لقد كذب على رسول اللّه صلى الله عليه و آله حتى قام خطيباً، فقال: من كذب علىّ متعمّداً فليتبوأ مقعده من النّار؛ [٣] بر پيامبر دروغ بستند تا آن كه پيامبر برخاسته ، خطبه خواندند و فرمودند: هر كس بر من به طور عمد دروغ ببندد، پس بايد جايگاهش را در آتش آماده سازد. ثالثاً ، صحابه در صِدق روايت ، تفاوت دارند، به گونه اى كه خودشان درباره درستى گفتار يكديگر به طور يكسان عمل نمى كردند. عمر بن خطّاب، عبد الرحمان بن عوف را تصديق مى كند و به او مى گويد: «أنت عندنا العدل الرضا؛ تو نزد ما، عادل و پسنديده اى» ؛ ولى به ابو موسى اشعرى مى گويد: «ائت بمن يشهد معك؛ براى صِدق گفتارت، گواه بياور». [٤] رابعاً، خود صحابه، يكديگر را نقد و تخطئه مى كردند. به طور نمونه، عايشه درباره حديث عمر و ابن عمر كه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چنين نقل مى كنند: «مرده با گريه اهلش، زجر مى كشد»، مى گويد :
[١] صحيح البخارى، كتاب العلم، باب اثم من كذب على النبى . ابن حجر، اين احاديث را متواتر مى داند . ر.ك : فتح البارى، ج ١، ص ٢٠٣؛ قواعد التحديث ، ص ١٧٩ .[٢] ر. ك : أضواء على السنّة المحمديّة، ص ٦٥؛ الإحكام فى اُصول الأحكام ، ج ٢ ، ص ٥٨٢ .[٣] نهج البلاغه ، خطبه ٢١٠ .[٤] أضواء على السنّة المحمديّة، ص ٧٣ .