مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٧٠
اعتنايى در خور نداشته اند ـ تا آن جا كه ما مى دانيم ـ و تنها به نقل آن ، بسنده كرده اند. [١] به نظر مى رسد كه مفاد حديث ثقلين (كه از غرر احاديث به شمار مى آيد)، براى مدّعاى ما درباره علم اهل بيت عليهم السلام به تمام معارف قرآن و ردّ توهّم دكتر خالدى، كافى است و ما را از تفصيل در ادلّه روايى ديگر در اين زمينه، بى نياز مى كند. بنا بر اين، در اين جا تنها به فهرستى از بخشى از روايات ديگر، اكتفا خواهيم كرد. پيامبر اسلام درباره اهل بيت مى فرمايد : هم مع القرآن و القرآن معهم، لا يفارقونه و لا يفارقهم حتّى يردوا علىّ الحوض...؛ [٢] آنان، با قرآن اند و قرآن، با آنان است. آنان از قرآن فاصله نمى گيرند و قرآن ، از آنان جدا نمى شود تا [ابد] بر من بر سر حوض وارد شوند. اهل بيت، از نظر علم و عمل، همواره با قرآن اند و تمام علوم و معارف قرآن، نزد اهل بيت است. اگر آنان بخشى از معارف قرآن را ندانند، آن قسمت، از آنان جدا مى شود و اين كلام، آن را نفى كرده است. نهج البلاغه امام على عليه السلام نيز مشحون از اين احاديث است. امام در مواردى متعدد، از پيوند ويژه اهل بيت عليهم السلام ، و مقام و موقعيت و دانش خاص آنان نسبت به قرآن، پرده برداشته اند. [٣] در صحيفه سجاديه نيز از اين نوع تعابير درباره اهل بيت عليهم السلام به كار رفته است. [٤] از مجموع ادلّه «حجّيت سنّت اهل بيت در تفسير قرآن» و آگاهى از كميّت و كيفيّت
[١] درباره أسناد حديث ثقلين و بررسى اصطلاح «اهل بيت» در آن، ر. ك : تفسير تطبيقى، ص ١١٣ ـ ١٢٣ .[٢] الكافى، ج ١، ص ١٩١، ح ٥؛ كتاب الولاية، ص ١٩٩؛ فرائد السمطين ، ج ١، ص ٣١٤، ح ٢٥٠ .[٣] نهج البلاغة ، خطبه ١٤٧ .[٤] صحيفه سجاديه، دعاى ٤ و ٤٢ .