مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٦٠
مفاهيم قرآن ـ با آن كه از نظر خالدى ، جمعى از آنان، «راسخان در علم» هستند [١] ـ بويژه در اختلاف هاى تضادى، اين ادعا را به طور صريح تر ابطال مى كند (كه نمونه هاى آن را خواهيد ديد). ثالثا، وى در مواردى ، به اختلاف فهم مفسّران اهل سنّت از آيات اعتراف مى كند ، با آن كه اگر قرآن ، به تنهايى حجّت باشد ، اين اختلاف ها بى معناست. مانند سخن او كه درباره معناى آيه شريفه «أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ» [٢] كه مى نويسد : و قد اختلف المفسّرون كثيرا فى تفسير هذه الآية و تحديد المقصودين بها و ما عادَت عليه الضمائر فيها... . [٣] باز در مورد آيه «وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَا اللَّهُ وَالرَّ سِخُونَ فِى الْعِلْمِ» [٤] مى گويد : و قد اختلف المفسّرون فى الراسخين فى العلم هل يعلمون تأويل المتشابه أم لا. [٥] از اين موارد، در كتاب خالدى ، فراوان يافت مى شوند كه به طور صريح و يا غير صريح، به اختلاف مفسّران اعتراف مى كند. [٦] رابعا، اگر اين مبنا لا اقل در محكمات و نصوص قرآن قابل قبول باشد، دكتر خالدى ، در مواردى فراوان ، آن را نقض كرده است. مانند انكار وى نسبت به احتجاج زهراى مرضيه عليهاالسلام [٧] كه در ردّ ادعاى ابوبكر كه مى گفت: «پيامبران خدا، چيزى را به
[١] همان ، ص ١١٢ .[٢] سوره هود ، آيه ١٧ .[٣] الكلينى وتأويلاته الباطنية ، ص ٧٤ .[٤] سوره آل عمران ، آيه ٧ .[٥] . الكلينى وتأويلاته الباطنية ، ١١٠ .[٦] البته اگر به تفاسير اهل سنّت رجوع كنيم، كمّيت اين اختلاف را بسيار فراوان خواهيم ديد. مانند اختلاف آنان درباره معناى «اُولوا الأمر» در آيه ٥٩ سوره نساء، «اهل الذكر» در آيه ٤٣ سوره نحل، اختلاف درباره معناى «قوم موعود» در آيه ٥٤ سوره مائده و نظير آن در آيه ٥٥ سوره نور و... . اختلاف در معناى اين آيات و نظاير آن ، جزئى نيست ؛ بلكه اختلاف ها، جدى و در مواردى، تضادّى است كه غير قابل جمع است .[٧] الكلينى وتأويلاته الباطنية ، ٢٨٤ ـ ٢٨٦ .