مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٨٣
كتاب خود را با صلوات بر رسول خدا و خاندانش به پايان مى برد. بدين ترتيب، مى توان گفت كه وى شايد تنها دو حديث اخلاقى را از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مى كند. البته اگر تأكيد ايشان را بر «كردار»، نه «تبار» و توصيه ايشان را به گرامى داشتن درخت خرما، از توصيه هاى اخلاقى به شمار آوريم، در آن صورت، در اين كتاب، تنها چهار حديث اخلاقى از رسول خدا نقل شده است. همچنين در اين كتاب، فقط سه بار نام امير مؤمنان على عليه السلام ، ذكر شده است. نخستين بار، هنگام بحث از ماهيت و حقيقت شجاعت، چنين مى خوانيم: «سخن امام اجل ـ سلام اللّه عليه ـ را كه از حقيقتِ شجاعت بر آمده است، بشنو كه به ياران خود گفت: «اى مردم! اگر كشته نشويد، مى ميريد. سوگند به كسى كه جانِ پور ابوطالب به دست اوست، هزار ضربت شمشير بر سر، سبك تر از مرگ در بستر است!» [١] در مورد دوم، ابن مسكويه، اشاره مى كند كه: امير مؤمنان، پرمزاح بود تا آن جا كه برخى از مردم، بر او خُرده گرفته، گفتند كه اى كاش، اين شوخ طبعى در او نبود! [٢] سومين و آخرين مورد نيز هنگام بحث از ضرورت مرگ است كه در آن جا استدلال مى كند، اگر گذشتگان نمى مردند و زنده مى ماندند، ديگر جايى براى آيندگان نبود. آن گاه مى گويد: براى اين كه تصوّر اين مسئله، آسان تر شود، كافى است كه شخص نامورى مانند على ابن أبى طالب عليه السلام را در نظر بگيريم كه فرزندان و نوادگانش را تا كنون بتوان احصا كرد. حال اگر هيچ يك از فرزندان وى از دنيا نرفته و همراه با فرزندان و نوادگان خود تا زمان ما زيسته باشند، مى توان تصوّر كرد كه چه قدر تعداد افراد اين خاندان، انبوه خواهد شد. همين محاسبه را اگر ادامه دهيم، متوجّه مى شويم كه زمين، گنجايش همه آنان را ندارد و گذشتگان بايد مى مردند و جاى خود را براى آيندگان مى پرداختند. [٣]
[١] همان، ص ١٠٨. اين سخن، با تفاوتى اندك در واژه ها در خطبه ١٢٣ نهج البلاغة آمده است.[٢] همان، ص ١٩٨.[٣] همان، ص ٢١٥.