مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٧٦
كذب و فخر و كبر، شاهد ابوابى مانند: «مصافحه»، [١] «معانقه»، [٢] و «تقبيل» [٣] هستيم. در حالى كه ميان اينها تفاوتى قابل تأمّل است. دست دادن و يا بوسيدن يك ديگر، عمدتاً تابع عرف و سنّت است و ممكن است در جايى، مرسوم و در نتيجه، اخلاقى باشد، حال آن كه در جاى ديگرى، متروك گردد و به همين سبب، كنار نهادن آن خطا نباشد؛ ليكن فضايل اخلاقى، مانند: حلم و كظم غيظ، ارزش هاى اخلاقىِ پايدارى هستند و در همه جوامع اسلامى، فضيلت به شمار مى روند و اگر كسى آنها را كنار نهد، مورد نكوهش واقع مى گردد. تداخل ميان احاديث اخلاقى و احاديثى كه سنّت ها و آداب معاشرت را مى آموزند، گوياى آن است كه كلينى، چندان تفاوتى ميان آنها قائل نبوده است و يا اين بازشناسى را به ديگران واگذاشته و كار خود را به گردآورى احاديث، منحصر دانسته است. حاصل آن كه، كلينى، خود را در چارچوب مرجعيت اسلامى قرار مى دهد و از اين سنّت براى پرداختن به مباحث اخلاقى خود سود مى جويد. اخلاق را تابع ايمان قرار مى دهد. از نظريه پردازى و بحث هاى انتزاعى در عرصه اخلاقْ دورى مى كند. چندان در پىِ تعاريف مفاهيم نيست و به سازماندهى و تعيين مسائل اخلاقى و ارائه يك چارچوب نظرى، توجّهى ندارد. سرانجام آن كه، اخلاقيات و عادات و رسوم دينى را كنار يك ديگر مى نهد. با اين همه، كتاب وى در سده هاى گذشته، همچنان مرجعى كم بديل براى عالمان عرصه هاى گوناگون علوم دينى (بخصوص اخلاق) بوده است و آنان از اين ذخيره ارجمند براى گستردن مرزهاى دانشىِ خود سودها برده اند.
ب. رازى و «تهذيب الأخلاق»
ابو على احمد بن محمّد مسكويه رازى (٣٢٥ ـ ٤٢١ق) از نامورترين فلاسفه اخلاق
[١] ر. ك : همان، ص ١٧٩.[٢] ر. ك : همان ، ص ١٨٣.[٣] ر. ك: همان ، ص ١٨٥.