مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٩٢
شد و حتّى كسانى كه با اين سنّت، چندان پيوستگى نداشتند، در آثار خود، مايه هاى آن را نشان دادند. وى از همان آغاز، با طرح نكاتى بديهى، كار خود را مى آغازد و به تدريج، خواننده را ناگزير به قبول مفروضاتى پيچيده تر مى كند. از نظر وى، در نهاد ما انسان ها چيزى وجود دارد كه نه جسم است و نه جزو جسم و نه عَرَض. نام اين شئ «نفْس» است. اين نفس، ثابت است و همه چيز (از جمله خودش) را درك مى كند؛ حال آن كه جسم، خود را درك نمى كند. وى سپس در مقاله نخست، دلايلى بر تجرّد نفس و جوهر بودن آن، اقامه مى كند. در مرحله بعد، ابن مسكويه، ادّعا مى كند كه چون نفس، جسم نيست، از امور جسمى، روى گردان است و در پى معارف عقلى است و همين، موجب فضيلت اوست، بنا بر اين، هر چه نفس به اين بُعد توجّه كند، افضل است. فضايل انسانى، هنگامى حاصل به دست مى آيند كه انسان بتواند خود را از عوائق كه خواسته هاى جسمانى هستند، آزاد سازد. آنچه را كه غالب مردمْ فضيلت مى شمارند، مانند خورد و نوش و خواب، فضيلت واقعى نيست و در ميان انسان و حيوان، مشترك است و چه بسا برخى حيوانات، در آنها از انسانْ نيرومندتر هستند. انسان با فضيلت، كسى است كه در اين امور، به مقدار نيازْ اكتفا كند و از زياده روى بپرهيزد. سپس تأكيد مى شود كه هر موجودى، كمال خاص خود را دارد و كمال خاص انسان، قدرت تعقّل اوست. ابن مسكويه، سپس استدلال مى كند كه نفس انسانى، داراى سه قوّه متمايز است: قوّه شناخت حقايق، قوّه خشم و اقدام بر امور هائل و قوّه شهوت و برآوردن نيازها. اين قواى سه گانه نفس نيز هر يك فضيلتى دارند. بنا بر اين، سه فضيلت اصلى وجود دارد: فضيلت قوّه عاقله يا شناختى، «حكمت» نام دارد؛ فضيلت قوّه غضبيه، «شجاعت» ناميده مى شود و فضيلت قوّه شهويه، «عفّت» است. وى قواى سه گانه را به