مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٨٧
ارث برده اند، [١] بر همين اساس، ابن تيميه و ابن قيّم ادعا مى كنند: غالب اختلاف سلف [كه در رأس آنان صحابه قرار دارند] در تفسير، اختلاف تنوّع است ، نه اختلاف تضاد [يعنى امكان جمع بين آراى آنان هست]. [٢] شاطبى نيز ضمن بر شمردن مراتب علم مفسّران، صحابه و تابعان را در رديف اوّل و آنان را راسخان در علم مى شمرد و خود و ديگران را با علم و فهم آنان قابل مقايسه نمى داند. [٣] ابن تيميه ، براساس انديشه سلفى گرى و تعلّق خود به تفسير صحابه و تابعان ، بر اين ادعاست : نحن نعلم أنّ القرآن قرأه الصحابة و التابعون و تابعوهم و أنّهم كانوا أعلم بتفسيره ومعانيه... فمن خالف قولهم و فسّر القرآن بخلاف تفسيرهم، فقد أخطأ فى الدليل و المدلول ؛ [٤] ما مى دانيم كه صحابه و تابعين و تابعين تابعين، قرآن را مى خواندند و آنان آگاه تر از ديگران به تفسير و معانى آن بوده اند. پس هر كس از قول آنان سرپيچد و قرآن را بر خلاف تفسير آنان تفسير كند، هم در شيوه تفسير و هم در معنايى كه به دست آورده، به خطا رفته است. دكتر ذهبى [٥] و دكتر فهد رومى، [٦] به پيروى از ابن تيميه، همين ديدگاه را پذيرفته و آن را شرح و بسط داده اند. دكتر خالدى نيز با نقل عين عبارت ابن تيميه ، [٧] بدون آن كه به وى نسبت دهد، آن را معيار صحّت و سُقم روايات كتاب الكافى قرار داده است. در
[١] أعلام الموقّعين، ج ١، ص ١١ .[٢] مقدمة فى اُصول التفسير، ص ١١ . نيز ر.ك : منهج أهل السنّة فى التفسير، ص ٣٥ .[٣] به نقل از محاسن التأويل ، ج ١ ، ص ١٦٦ .[٤] التفسير الكبير ، ج ١، ص ٢٢٩ .[٥] التفسير والمفسّرون، ج ١، ص ٢٨١ .[٦] همان ، ص ٢٤٩ ـ ٢٥٢ .[٧] ر.ك : الكلينى وتأويلاته الباطنية ، ص ٦ .