مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٤٢
پاسخى براى آن خواهد داشت . در آيه ١٠١ اين سوره ، آمده است : «وَ مِمَّنْ حَوْلَكُم مِّـنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ » . در اين جا قرآن ، هم از اطراف مدينه ، عدّه اى را به عنوان منافق ، معرّفى مى كند ، و هم عدّه اى از اهل مدينه را . هر دو را هم با صيغه جمع ، بيان كرده است و نكته جالب ، اين است كه خطاب مى كند : «شما ، آنها را نمى شناسيد و ما ، آنها را مى شناسيم» . آيا با اين تصريح قرآن به نفاق عدّه اى در خارج و داخل مدينه و تصريح به اين كه شما آنها را نمى شناسيد ، چگونه مى توان با قاطعيت ، ادّعاى عدم نفاق همه اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و صادق و صالح بودن آنها را نمود ؟! از سوى ديگر در متن روايتى كه نويسنده محترم ، آن را نقل و نقد كرده ، هرگز نيامده است كه فقط سخنان اين چهار نفر ، پذيرفته مى شود ؛ بلكه اين مسئله مطرح شده كه سخنانى را از اين چهار نفر شنيده كه با سخنان ديگران ، مخالف است . شاهد اين نكته ، مطالب فراوانى است كه در كتاب هاى تفسيرى و غير تفسيرى شيعه ، از ابن عبّاس و اصحاب ديگر پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است . براى نمونه ، در تفسير روض الجنان ابوالفتوح رازى ، حدود سيصد مورد روايت از اين دست ، از ابو هُرَيره ، نقل شده و پذيرفته شده است . ٣ . جناب آقاى خالدى ، گويا معتقد است كه دروغ بستن به پيامبر صلى الله عليه و آله در زمان حيات ايشان ، تنها در منابع شيعه نقل شده است و در منابع اهل سنّت ، چنين رواياتى وجود ندارد . شايان ذكر است كه جلد اوّل كتاب الموضوعات ابن جوزى (ص ٥٥ ـ ٩٨) به اين بحث پرداخته است كه بخشى از آن ، در باره دروغ بستن بر پيامبر صلى الله عليه و آله در زمان حيات مبارك ايشان است . در روايتى كه ابن جوزى آن را نقل كرده ، آمده است : أنبأنا محمّد بن ناصر ، قال : أنبأنا محفوظ بن أحمد ، قال أنبأنا أبو على الجازرى ،