مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢١٠
كتاب الكافى ، در ميان كتاب هاى چهارگانه حديث، همانند خورشيد در ميان ستارگان است و چند امتياز نسبت به آنها دارد. هر كس به ديده انصاف در اين كتاب بنگرد، خود را از بررسى حال تك تك راويان اسناد رواياتْ بى نياز مى بيند و برايش اطمينان به صدور و ثبوت و درستى آنها، به همان معنايى كه در نزد پيشينيان مشهور بود، حاصل مى شود . اين نظر، منحصر در ميرزاى نورى نيست ، بلكه كسانى چون مجلسى نيز ـ كه در ميان محدّثان و عالمان متأخر شيعى، جايگاهى ويژه به خود اختصاص داده ـ ، در باره آن همين ديدگاه را دارد: وجود خبر در امثال چنين اصول معتبرى، جواز به عمل به آن مى شود، امّا ناچاريم به هنگام تعارض ، براى ترجيح روايات بر يكديگر، به سند آنها رجوع كنيم؛ زيرا معتبر بودن روايات كتاب، منافاتى با اين امر ندارد كه برخى از آنها قوى تر باشد. [١] مهم تر ، اين كه موقعيت الكافى، چنان بى مانند است كه تلاش شده، كتاب مورد تأييد امام معصوم عليه السلام تلقى شود و گفته شده كه معصوم عليه السلام در حق آن گفته است: « كافٍ لشيعتنا » . [٢] هر چند مصدرى براى انتساب آن وجود ندارد، امّا رواج چنين گفته هايى و سينه به سينه و دهان به دهان گشتن آن، خود گوياى اين واقعيت است كه الكافى در ميان حداقل تعدادى از عالمان، از چنان اعتبارى برخوردار بوده كه آن را كتابى به تأييد امام معصوم رسيده ، بدانند. و اين، بى هيچ چون و چرايى ، آن را بر صدر مى نشاند. اين ديدگاه را كه كتاب ، به نظر امام زمان عليه السلام رسيده در پاره اى اظهار نظرها مى توان يافت ؛ از جمله، ملّا خليل قزوينى، مترجم و شارح كتاب الكافى ، در باره اعتبار اين كتاب نوشته:
[١] مرآة العقول، ج١، ص ٢١ و ٢٢.[٢] تنقيح المقال، ج٣، ص ٢٠٢. گفتنى است كه در باره اين گفته ، هيچ مدرك و سندى يافت نشده و در افواه ، شهرت يافته و در پاره اى منابع، همانند همين منبع نقل شده است .